خرید بک لینک
امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره ی قرآن چه سفارش فرمود؟
اللّه َ اللّه َ فی القرآنِ ، لا یَسبِقُكُم بالعَمَلِ بهِ غَیرُكُم .
امام على علیه السلام :
خدا را ! خدا را ! درباره قرآن ، مبادا دیگران با عمل به آن ، بر شما پیشى گیرند .(1)
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

- - , .
.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 27 تير 1395 ساعت: 6:30

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... باید به مستندات مراجعه کرد. ای بسا بسیاری از سوء تفاهمات از همین جاها ریشه بگیرد. که حرف همدیگر را نمی فهمیم یا مهمتر آنکه بد می فهمیم.
ساری,گاه نوشته های محمود زارع

بنظرم باید دقت و وسواسی هم اگر باید باشد در همین نقل قولها باید باشد . نباید برداشت خویش را از حرف دیگران عین حرف دیگران دانست و بدتر آنکه بهمین صورت هم به دیگران منتقل کنیم و بدترین آن این است که شنونده این نقل را عین سخن صاحب سخن بیانگارد و مبنای داوری خویش بخواهد قرار دهد . و خدا میداند در اثر همین عدم تعهد در نقل قولها و بی توجهی, سرهایی بر سر دار رفته باشد ...

... هر چیز را هر جا و نزد هر کس نباید گفت . لب ببند گرچه فصاحت داد دست . اصولا زبان را برای آن عرصه ها نساختند و قدم در آن وادی ها نباید گذاشت . بقول آن مرد:

زین سبب من تیغ کردم در غلاف
تا که کژ خوانـــی نخواند بر خلاف


یک جاهایی تیغ را باید در غلاف کرد. چرا ؟! چون ؛ تیغ را از بریدن نبود حیاء ! همین قدر بپذیرد و از من قبول کنید و بس هست دیگر !
آخر بعضی جاها شاید حتی بزیان دوستان هم تمام بشود .

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

- - , .
.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 27 تير 1395 ساعت: 6:30

چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل بسوی دیده شد


یعنی آدمیزاده ؛ هم باید خدا را بشناسد و هم در اجرای خواست الهی در برخورد با هر آنچه که از سوی خدا بعنوان رسول ( رسول ظاهری و رسول باطنی ) وارد میشود گوش شنوا و ضمیر نیوشا داشته باشد
یعنی بی غرض و مرض و بی تکبّر و خدعه با موضوعات برخورد کند...

علف دم درب معمولا (بیور) بی ویار است
این مثالی حکیمانه در قدر شناسی یا قدرنشناسی است.
اولین بار این تمثیل از زبان مادر مکرمم شنیدم . در نوجوانی گرچه ذهنم با متن سنگینی برخورد کرد اما سریع و جدی روی آن همان موقع تمرکز پیدا کردم !
یعنی فهمیدم که موضوع و مثال چه مفهومی دارد ... ( خلاصه یعنی آدمیزاده معمولا قدر داشته های دم دستی خویش را نمی داند )

بچه ها اگر اولیای حکیم هم داشته باشند بدلیل بچه بودنشان در درک و فهم؛ سخن معلم خویش را بعنوان سند قطعیه در برابر سخن حتی پدر و مادر دانای خویش قرار میدهند

گویا حرف دیگری وحی منزل است
اقوام کم خرد و ظرفیت ؛ غریبه هایی که روی به آشنایی آورده اند را گاه بر صدر می نشانند ...

بینایان از نعمت چشم برخوردارند و بدلیل اینکه همیشه و علی الخصوص مفت از آن برخوردارند قدرشناسی نمی کنند
گاه کار تا آنجا پیش رفته که افراد , خود هر آنچه که لازم است را دارند و باارزش را هم دارند اما کم ارزش تر و عاریه ای تر از همان نوع را, از دیگری برتر می پندارند!

کوته بینانی بسیار در برخورد با رسولان الهی گاه تنها بدان دلیل که آن رسولان همانند خودشان بشر هستند از پذیرش خودشان که هیچ حتی از شنیدن منطق و سخنانشان هم اباء میکردند!

اینجا عارضه خود کم انگاری مفرط موجبات انحراف و سقوط بسیاری از گذشتگان را فراهم آورده و نیز اهالی حال و نیز آیندگان را ...

مرغ همسایه برای آنهایی غاز است که از قدرشناسی هر آنچه که خویش دارند محرومند!

و اینجاست که سزای آن را خواهند یافت که داشته هایشان از آنان گرفته شود و در اینصورت اخذکننده را ملامتی نتوان کرد!!

آری
قَالُوا مَا أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمَانُ مِنْ شَیْ ٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ
...
زمانی ذکر می آید که از پیش مایه آن در مذکر و متذکر وجود داشته باشد والا ذکر بی معنی خواهد بود
ذکر بیداری و آگاهی و هشیاری زاست
ذکر زنگ است و های است
گاه برای بعضی هم هوی است
و گاه برای اندکی هم ای جان است
...

کسی که مزدور و حقوق بگیر است شان تبلیغ و هدایت نخواهد داشت و هم توان آنرا نمیتواند بدست آورد
او معمولا از همانجایی که میخورد میگوید
نمیتواند مستقل باشد لذاست که خوانندگان مردم بسوی خدا , متفاوتند و تنها

آنهایی جواز دارند , که از هیچ جایی - بجز از جانب خدا - مزدی از احدی نمی گیرند ...

از كسانى پیروى نمایید كه از شما مزدی [در برابر دعوت و خیرخواهى خویش ] نمى خواهند و خود [نیز از ] راه یافتگانند.
اتَّبِعُوا مَنْ لَا یَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُمْ مُهْتَدُونَ
..

حسرت آگاهان برای غافلان و جاهلان
کاشکی میگویند ...
غافلین از کاشکی چه می فهمند؟!...
قِیلَ ادْخُلْ الْجَنَّةَ قَالَ یَا لَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ
...

کسی که بمعرفت رسیده را نیشخند میکند جای دریغ دارد ...
یَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُون

...
و یک چیز عجیب
مغرض قاتل , بتمسخر به مومن میگوید ترا میکشم و میفرستم بهمان جنّتی که میگویی و وعده میکنی
و عجب است که او راست ترین حرف خویش را بر سبیل انکار و تمسخر میگوید !!!
قِیلَ ادْخُلْ الْجَنَّةَ
...

- - , .
.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 27 تير 1395 ساعت: 6:30

ساریسفرهای یاسینی (01)

تو مگو ما را بدان شه بار نیست با کریمـــان کارها دشـوار نیست آنانی را که دوست دارم " دل " هاشان را بوییده ام ...... از رهنمونی " بــو " غفلت مــورزیـد ؛ " راه " را , درست می نمـاید ! http://mzare.mihanblog.com 2016-07-15T03:28:59+01:00 text/html 2016-07-14T17:00:24+01:00 mzare.mihanblog.com محمود زارع http://mzare.mihanblog.com/post/3030 <div align="justify"><font size="2"><font size="2"><a target="_blank" title="ساری,گاهنوشته های محمود زارع">ساری,گاهنوشته های محمود زارع</a>:</font>بعضی ها سرشان را خیلی بالا گرفته اند و گردان بیش از حد فراز کرده اند بنحوی که بهمین سبب قادر بدیدن پیش پای خویش نیستند ...<br>در این حالت معمولا دیدگان فروهشته هم خواهد شد و همچوان کورانی اند که خیر و شر ّ خویش را نمی بینند!<br><br></font><div align="center"><a href="http://hw8.asset.lenzor.com/lp/15183492-7795-l.jpg" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع"><img src="http://hw8.asset.lenzor.com/lp/15183492-7795-l.jpg" alt="افضلیت حضرت علی (ع)" height="300" hspace="0" align="bottom" border="0" vspace="0" width="567"></a></div><font size="2">...<br>تو گویی برای راه یابی , <font color="#CC0000"><b>تواضع </b></font>شرط است<br>آنکه در راه باشد و مقصدی طلبد گرچه در مرتبه خویش از نقائص همان مرتبه برخوردارست ؛ در رفتن از کمال ه�

- - , .
.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 27 تير 1395 ساعت: 4:43

چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل بسوی دیده شد


یعنی آدمیزاده ؛ هم باید خدا را بشناسد و هم در اجرای خواست الهی در برخورد با هر آنچه که از سوی خدا بعنوان رسول ( رسول ظاهری و رسول باطنی ) وارد میشود گوش شنوا و ضمیر نیوشا داشته باشد
یعنی بی غرض و مرض و بی تکبّر و خدعه با موضوعات برخورد کند...

علف دم درب معمولا (بیور) بی ویار است
این مثالی حکیمانه در قدر شناسی یا قدرنشناسی است.
اولین بار این تمثیل از زبان مادر مکرمم شنیدم . در نوجوانی گرچه ذهنم با متن سنگینی برخورد کرد اما سریع و جدی روی آن همان موقع تمرکز پیدا کردم !
یعنی فهمیدم که موضوع و مثال چه مفهومی دارد ... ( خلاصه یعنی آدمیزاده معمولا قدر داشته های دم دستی خویش را نمی داند )

بچه ها اگر اولیای حکیم هم داشته باشند بدلیل بچه بودنشان در درک و فهم؛ سخن معلم خویش را بعنوان سند قطعیه در برابر سخن حتی پدر و مادر دانای خویش قرار میدهند

گویا حرف دیگری وحی منزل است
اقوام کم خرد و ظرفیت ؛ غریبه هایی که روی به آشنایی آورده اند را گاه بر صدر می نشانند ...

بینایان از نعمت چشم برخوردارند و بدلیل اینکه همیشه و علی الخصوص مفت از آن برخوردارند قدرشناسی نمی کنند
گاه کار تا آنجا پیش رفته که افراد , خود هر آنچه که لازم است را دارند و باارزش را هم دارند اما کم ارزش تر و عاریه ای تر از همان نوع را, از دیگری برتر می پندارند!

کوته بینانی بسیار در برخورد با رسولان الهی گاه تنها بدان دلیل که آن رسولان همانند خودشان بشر هستند از پذیرش خودشان که هیچ حتی از شنیدن منطق و سخنانشان هم اباء میکردند!

اینجا عارضه خود کم انگاری مفرط موجبات انحراف و سقوط بسیاری از گذشتگان را فراهم آورده و نیز اهالی حال و نیز آیندگان را ...

مرغ همسایه برای آنهایی غاز است که از قدرشناسی هر آنچه که خویش دارند محرومند!

و اینجاست که سزای آن را خواهند یافت که داشته هایشان از آنان گرفته شود و در اینصورت اخذکننده را ملامتی نتوان کرد!!

آری
قَالُوا مَا أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمَانُ مِنْ شَیْ ٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ
...
زمانی ذکر می آید که از پیش مایه آن در مذکر و متذکر وجود داشته باشد والا ذکر بی معنی خواهد بود
ذکر بیداری و آگاهی و هشیاری زاست
ذکر زنگ است و های است
گاه برای بعضی هم هوی است
و گاه برای اندکی هم ای جان است
...

کسی که مزدور و حقوق بگیر است شان تبلیغ و هدایت نخواهد داشت و هم توان آنرا نمیتواند بدست آورد
او معمولا از همانجایی که میخورد میگوید
نمیتواند مستقل باشد لذاست که خوانندگان مردم بسوی خدا , متفاوتند و تنها

آنهایی جواز دارند , که از هیچ جایی - بجز از جانب خدا - مزدی از احدی نمی گیرند ...

از كسانى پیروى نمایید كه از شما مزدی [در برابر دعوت و خیرخواهى خویش ] نمى خواهند و خود [نیز از ] راه یافتگانند.
اتَّبِعُوا مَنْ لَا یَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُمْ مُهْتَدُونَ
..

حسرت آگاهان برای غافلان و جاهلان
کاشکی میگویند ...
غافلین از کاشکی چه می فهمند؟!...
قِیلَ ادْخُلْ الْجَنَّةَ قَالَ یَا لَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ
...

کسی که بمعرفت رسیده را نیشخند میکند جای دریغ دارد ...
یَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُون

...
و یک چیز عجیب
مغرض قاتل , بتمسخر به مومن میگوید ترا میکشم و میفرستم بهمان جنّتی که میگویی و وعده میکنی
و عجب است که او راست ترین حرف خویش را بر سبیل انکار و تمسخر میگوید !!!
قِیلَ ادْخُلْ الْجَنَّةَ
...

- - , .
.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 25 تير 1395 ساعت: 19:44

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... باید به مستندات مراجعه کرد. ای بسا بسیاری از سوء تفاهمات از همین جاها ریشه بگیرد. که حرف همدیگر را نمی فهمیم یا مهمتر آنکه بد می فهمیم.

بنظرم باید دقت و وسواسی هم اگر باید باشد در همین نقل قولها باید باشد . نباید برداشت خویش را از حرف دیگران عین حرف دیگران دانست و بدتر آنکه بهمین صورت هم به دیگران منتقل کنیم و بدترین آن این است که شنونده این نقل را عین سخن صاحب سخن بیانگارد و مبنای داوری خویش بخواهد قرار دهد . و خدا میداند در اثر همین عدم تعهد در نقل قولها و بی توجهی, سرهایی بر سر دار رفته باشد ...

... هر چیز را هر جا و نزد هر کس نباید گفت . لب ببند گرچه فصاحت داد دست . اصولا زبان را برای آن عرصه ها نساختند و قدم در آن وادی ها نباید گذاشت . بقول آن مرد:

زین سبب من تیغ کردم در غلاف
تا که کژ خوانـــی نخواند بر خلاف
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

یک جاهایی تیغ را باید در غلاف کرد. چرا ؟! چون ؛ تیغ را از بریدن نبود حیاء ! همین قدر بپذیرد و از من قبول کنید و بس هست دیگر !
آخر بعضی جاها شاید حتی بزیان دوستان هم تمام بشود .

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

- - , .
.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 24 تير 1395 ساعت: 23:06

امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره ی قرآن چه سفارش فرمود؟
اللّه َ اللّه َ فی القرآنِ ، لا یَسبِقُكُم بالعَمَلِ بهِ غَیرُكُم .
امام على علیه السلام :
خدا را ! خدا را ! درباره قرآن ، مبادا دیگران با عمل به آن ، بر شما پیشى گیرند .(1)
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

- - , .
.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 24 تير 1395 ساعت: 4:09

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:ای مالک ...چنان باش که برای یک یک آنان ( یعنی مردم ) در پیشگاه خداوندی، در ادای حق ایشان، عذری توانی داشت.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
تیمار دار یتیمان باش و غمخوار پیران از کار افتاده که بیچاره اند و دست سؤال پیش کس دراز نکنند و این کار بر والیان دشوار و گران است و هرگونه حقی دشوار و گران آید.
و گاه باشد که خداوند این دشواریها را برای کسانی که خواستار عاقبت نیک هستند، آسان میسازد.
آنان خود را به شکیبایی وامیدارند و به وعده راست خداوند، درباره خود اطمینان دارند...
... اگر منع میکنی، باید که منع تو با مهربانی و پوزش خواهی همراه بود...

بخشهای از عهدنامه و فرمان مولا امیرالمونین (ع) بمالک اشتر که بعنوان سند شیوه حکومت داری و برخورد با مردم بصورت عادلانه به ثبت بین المللی در سازمان ملل هم رسید

www.mzare.ir


مطالب مرتبط :

...شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (01) مطالب اخیر وبلاگ :

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

- - , .
.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 22 تير 1395 ساعت: 23:11

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... اگر مردم که در ارتباط با هم هستند , سرً سویدای همدیگر را میدانستند , چه اتفاقاتی می افتاد؟! ...
اگر باطن ها آشکار بود ( همانند یوم تبلی السرائر بود ) ؟!!! ...
حالا باور کنید هستند مخلوقاتی پیرامون شما که باطن شما را میشناسند و بعضی ها هم بهتر از خود شما بباطن شما !!! باورش برای کسانی سخت میباشد که اهل این معرفت نیستند ! ...
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

راز بعضی رفتارهای بنظر شما نامتعارف , سرً سکوت بعضی ها و ... از همین زاویه هست ! ...

البته خداوند راه بکسی نداده که سر سویدای درونت را ببیند اما منهای آن سویدا مراحلی هست که تا بیشتر از معرفت خودت بخودت میتواند ببیند و عارف بدان شود و ... یعنی تا حدودی مآذونند ولی فقط اولیاء به سرٌ سویداها راه دارند !

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

- - , .
.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 22 تير 1395 ساعت: 23:11

راستگو باش تا پایدار باشی.
جوانمرد باش تا آسمانی باشی

روان خود را به خشم و كینه میالای.
بنام باش تا زندگانی به نیكی گذرانی.
دوستدار دین باش تا پاك و راست گردی.

دوست بسیار داشته باش تا نامور باشی.
فروتن باش تا دوستان بسیار داشته باشی.
زن دیگری را فریب مده تا روانت گناهكار نگردد.
در انجمن نزد مرد نادان منشین تا تو را نادان ندانند.

دوست كهنه را گرامی بدار و در دوستیاش استوار باش
فرمانروایان را نفرین مكن؛ زیرا آنها پاسبان مردم هستند.

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

- - , .
.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 22 تير 1395 ساعت: 12:07

« م »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعمنجیک ترمذی, ابوالحسن علی بن محمد ( قرن چهارم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمسرور طالقانی, ابوالفضل معاصر غزنویان ( قرن چهار و پنج )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمسعودبن سعدبن سلمان, همدانی لاهوری-جرجانی ( قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمنوچهری دامغانی, ابوالنجم احمدبن قوص ( قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمعزی سمرقندی, محمدبن عبدالملک نیشابوری ( قرن پنج و شش )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمهستی گنجوی, منیژه ماه خاتون در عهد سلطان سنجر ( قرن پنج و شش )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمختار غزنوی, ابوالمفاخر خواجه کلیم سراج الدین ابوعمرعثمان ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعموفق الدین, ابوطاهر خاتونی ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمجیرالدین بیلقانی, ابوالمکارم ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمجدالدین بغدادی, ابوسعید شرف ( قرن ششم و هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمولوی, جلال الدین محمد بلخی ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمجد همگر شیرازی, مجدالدین از معاصران سعدی ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمحمود شبستری, شیخ محمود صاحب گلشن راز ( قرن هفت و هشت )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمغربی تبریزی, مولانا محمد شیرین اصلش از نائین است ( قرن هشت و نه )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمکتبی شیرازی, مولانا مکتبی ( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمهری هروی, مهرالنساء ( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمسیح الدین عیسی " قاضی " ( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمختوم نیشابوری, سید محمد معروف به میرمختوم ( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمحتشم کاشانی, شمس الشعراء ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمانی مشهدی, مانی کاسه گر ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمانی شیرازی, مانی زرگر از مقربان شاه اسمعیل اول ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعملک قمی, ملا ملک محمد شاعر عهد اکبرشاه هندی ( قرن ده و یازده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمخفی, زیب النساء هندی ایرانی الاصل ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمنیر ابوالبرکات لاهوری ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمجلسی, مقصود علی اصفهانی ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمجذوب تبریزی, میرزا محمدجعفر مجذوب علیشاه ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمشتاق اصفهانی, میر سیدعلی ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمظهر دهلوی, میرزا غلامعلی ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمشرب عامری ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمهدی بیک, شقاقی ( قرن دوازدهم و سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمفتون آذربایجانی, عبدالرزاق بیک ( قرن دوازدهم و سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمظهر, میرزا عباسقلی خوئی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمجمر اصفهانی, سید حسین طباطبائی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمحزون اسدآبادی, میرزا لطف الله ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمستوره کردستانی, ماه شرف خانم ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمجنون تویسرکانی, محمدحسین ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمشتاق سمنانی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمحقق خوانساری ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعملا محمدحسین, کبکالی بوشهری ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمینا سیرازی, سلطانعلی خان زند ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمشرقی, میرزا اسدالله خان صفوه الملک ( قرن سیزده و چهارده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمفتون همدانی, میرآقا فرزند سیدشمس الدین مفتون کبریایی( قرن سیزده و چهارده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعمحیط قمی, شمس الفصحا میرزا محمد ( قرن سیزده و چهارده )

« ن »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعناصر خسرو قبادیان, حکیم ابومعین ناصربن الحارث القبادیانی متخلص به " حجت " 140 سال عمر یافت ولادت 394 و رحلت 534 ( قرن چهار و پنج و شش )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنظامی گنجوی, حکیم جمال الدین ابومحمد الیاس ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنجم کبری, شیخ نجم الدین احمد ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنظامی عروضی, نجم الدین احمد ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنجم الدین دایه, شیخ نجم الدین بوبکر عبدالله ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنزاری قهستانی, حکیم سعدالدین ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعناصر بخارائی, درویش ناصر از معاصران شاه شجاع آل مظفر ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنعمت کرمانی, سید نورالدین"شاه" نعمت الله ولی ( قرن هشت و نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنسیمی شیرازی, سید عمادالدین حسینی ( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنوائی کاشانی, شمس الدین محمد ( قرن نهم و دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنیازی, فرزند شیخ محمود شبستری صاحب گلشن راز ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنقی, شیخ علی نقی کمره یی ( قرن دهم و یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنظیری نیشابوری, محمد حسین ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنوری دماوندی ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنجیب کاشانی, نورالدین محمد ( قرن یازدهم و دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنصیرالدین شیرازی, جدّ فرصت الدوله ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنورعلیشاه اصفهانی, میرزا محمدعلی ( قرن دوازده و سیزده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنشاط اصفهانی, میرزا عبدالوهاب ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنعیم سدهی اصفهانی, میرزا نعیم ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنیاز شیرازی, معروف به خوش نویس ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنامی لاری ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنثار تبریزی, میرزا محمد مهدی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنیاز جوشقانی, سید حسین ( قرن سیزدهم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنقیب شیرازی, احمد نقیب الممالک پسر درویش حسن قصه خوان ( قرن سیزده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنثار شیرازی, میرزا محمد پسر ملا علی بابا ( قرن سیزده و چهارده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنعمت میرزا, سید محمو خان فسائی ( قرن سیزده و چهارده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعنیّر تبریزی, میرزا محمدتقی ( قرن چهاردهم )

« و »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعوطواط, رشیدالدین محمد ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعولد, بهاء الدین فرزند جلال الدین محمد بلخی ( قرن هفتم و هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعوحشی بافقی کرمانی, کمال الدین ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعوقوعی تبریزی, محمد شریف ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعولی دشت بیاضی, مولانا ولی ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعوالی قمی, میر یوسف ( قرن دهم و یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعواقف لاهوری, شیخ نورالعین خلف قاضی امان الله ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعواله اصفهانی, آقا محمد کاظم ( قرن دوازده و سیزده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعوصال شیرازی, میرزا شفیع شهیر به میرزا کوچک ( قرن دوازدهم و سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعوحدت شیرازی, میرزا آقا مهدی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعواصلی شیرازی, آقا خان ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعوقار, میرزا احمد فرزند اول میرزا کوچک وصال ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعوحدت کرمانشاهی, طهماسبقلی خان ( قرن چهاردهم )

« ه »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعهمام تبریزی, خواجه همام الدین بن علائی معاصر سعدی ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعهلالی جغتائی, استرآبادی ( قرن نهم و دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعهلاکی همدانی ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعهمایون اسفراینی, امیر همایون ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعهاتفی خرجردی خراسانی, عبداله خواهرزاده جامی ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعهاتف اصفهانی, سید احمد ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعهمای شیرازی, میرزا محمدعلی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعهمای مروزی, میرزا محمد صادق ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعهدایت طبرستانی, رضا قلیخان ولد آقا هادی ( قرن سیزدهم )

« ی »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعیمین غزنوی, محمدبن عثمان ( قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعیوسف دربندی ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعیاری شیرازی, یارمحمد آخته ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعیتیم گجراتی, یتیم شاه ( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعیاری استرآبادی, مولانا یاری ( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعیحیی لاهیجی, قاضی یحیی ( قرن نهم و دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعیارعلی طهرانی, یارعلی طبیب ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعیارک قزوینی, حکیم عماد ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعیحیی سمرقندی ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعیقین کاشانی, جلالای شعرباف ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعیکتا کشمیری ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعیوسف بلگرامی, میر محمد یوسف ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعیغما جندقی, میرزا ابوالحسن ( قرن دوازده و سیزده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعیاری اصفهانی, میرزا محمد حسین ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعیحیی دولت آبادی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعیوسف احمدی استخرپشتی, شیخ احمد زارع " شیخ بور" ( قرن چهاردهم )

... مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (الف تا ح)
... مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (خ تا ش)
... مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (ص تا غ)
... مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (ف تا ل)
... مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (م تا ی)




به تلگرام ما بپیوندید

مطالب مرتبط :
... حافظ و رندی خواجه و ... (02)
... قراء سبعه و حافظ و... (01)
... تفسیر کفــر و ایمـان
... صباحت روی یا حسن خوی
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... مومنین مشرک !


مطالب اخیر وبلاگ :


مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (خ تا ش)
تنـاســـخ
مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (الف تا ح)
چشم برزخی !
عبادت فردی یا اجتماعی؟
امبدبخش ترین آیه برای محمود
حال خونین دلی سترگ ...
تفسیر به رأی چیست؟
حجت الاسلام زائری و ترجیح جالب !
در دشمنی هم مردانگی کن و عدالت
انواع و اقسام تفسیر به رای
حقیقت در چیست ؟!
تفسیر دین و معرفت برون یا درون دینی
رزق و روزی مقدّر است
شرافتمند کیست ؟!
تحذیر از صدر مجلس
واعظان بی عمل
مولا علی (ع) مستغرق در حق
کسانیکه دست بسته نماز میخوانند
سال كبیسه و حقوق کارمندان !
تفاوت ایران و اسراییل در یک نگاه !
محصول یکساعت تفکّر
اولین چیزها و چیزهای اول
عواقب جبران ناپذیر بستن درِِِخانۀ عترت
کمک به فقراء و بوسیدن دست امدادگر
کاخ عبرت قصر کوفه
صهیونیسم در نظر امام موسی صدر
معیار دینی بودن یك مطلب
عنبر, غذای هضم نشده نهنگ عنبر
طول عمر حیوانات
نسبت سن اسب با دندانش
جشن دوره ای ملخ ها یا هجوم وحشتناک
وزغ ها و تنفس بدون ریه
مقدمات علم مساحت
جذبه عشق
مقیاس اوزان و مسافات مختلف
آینده جهان از نظر اسلام
تفسیری از آیه تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ از نگاه امام موسی صدر
مقایسه دنیا و بول
باز کن فالی و آیات غزل را بنگر
قدر قدر ( نگاهی به سوره مبارکه قدر )
شب قدر در نظر امام موسی صدر
ماجرای تولد حضرت خضر و ذوالقرنین
ملخ, جانوری شبیه ده حیوان
از خزانه خاطر تا خزانه بیت المال
مناظره صالح امامیّه با مولوی عامّه
کشکول تامّل! (14) عقل و راز جاودانگی
درک معیار تعبیر و تاویل خواب
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (10)
کشکول تامّل! (13) هدایت انبیاء

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

- - , .
.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 22 تير 1395 ساعت: 12:07

فی المثل . فرشته یا فرشتگانی از دربار حق از خداوند در مورد فرد بخصوصی از او پرسش - آنهم از سر اطلاع نه از روی انكار - بنمایند. گاهی سیر دادن فكر در این عوالم برای ما فوق العاده دلهره آور هم هست و صد البته بیدار كننده هم میباشد!

یك نكته اغلب در كنه ذات ما هست و فكر میكنم آن این باشد كه تقریبا همه ما بنوعی با امیدی زنده هستیم . اگر نبود روزنه امیدی از درگاه حق؛ قطعا بدون فوت وقت - در خوشبینانه ترین حالاتش - سكته كرده یا اینكه دچار پوچی ,توهم , بی هویتی و انواع و اقسام مرضهای روانی و فوق روانی و.... میشدیم . كما اینكه بسیاری از ما انسانها به درجه ای از این بیماریها به همین دلایل دچاریم ! تخدیرات اعم از مسكرات و دخانیات و گاهی هم شعر و موسیقی و.... مامن طبیب جویانی بدبخت از این دست میباشد كه لااقل این قدر شعور را پیدا كرده اند كه مریض اند و كمبودهائی دارند.

البته حكیمانی در طول تاریخ آمده اند كه برای این بیماران نسخه هائی هم پیچیده اند و برای نجات آدمی و شفای قلوب آنها راههائی را رهنمون شده اند و خلاصه امیدهائی را در دلها زنده كرده اند. فی المثل : شفاعت ! اهرمی بنام شفاعت . چهره هائی در نزد خداوند آنقدر محبوبند كه از سوی خدا اذن دارند تا شفاعت كنند . ولی خود این موضوع كه بنحوی شرایط خویش را مهیا كنی تا استحقاق برخورداری از شفاعت را هم داشته باشیم خود دنیائی دارد!
یا توبه . اگر نصوحی باشد كه جوانب نستوهی میخواهد و آدابی دارد خاص .
یا رجاء به عفو اغماض خداوندی كه حتی فرموده اند نا امیدی گناه كبیره و نا بخشودنی در درگاه باریتعالی ست!

وخیلی از چیزهای دیگر ..... ولی داشتم فكر میكردم كه - با توجه به سئوالات اولیه این مقال - با توجه به فلسفه و ماهیت خلقت آدمی كه میدانیم غیر فانی خواهیم بود و نشئه یا جهانی در سرای آخرت تمام نشدنی داریم . واقعا این 60 تا حداكثر 80 سال عمر در برابر آن لایتناهی آیا از جهت زمانی و عددی به صفر هم می ارزد؟! یعنی این میانگین 70 سال در برابر آن میانگین ( بی میانگینی همیشگی ) واقعا از جهت عددی ارزشی معادل صفر را هم خواهد داشت؟!!

حالا به قرآن مراجعه میكنیم . صفحه ای از مصحف شریف را میگشایم . توصیه های موكد و مكرر به آدمی در توجه به عالم آخرت حتی آنجاها ئی كه از دنیا میگوید و آیتی بمیان می آورد و در واقع میخواهد مركبی به آدمیزاده بدهد تا رهوارتر به سفر آخرت برود!

از قرآن بعنوان یك معرفت بزرگ چنانچه بخواهیم در مورد انسان دركی داشته باشیم و یا عرضه بداریم باید گفت كه قرآن میفرماید یعنی میخواهد بفرماید كه « تو مسافری » تو در این دنیا مسافری آنهم برای استراحتی كوتاه در این منزلگه . استراحت هم عبادتی است و عبادت هم معرفت و.....

خوب از این زاویه راه تفریط این است كه زاهد بمعنی مصطلح آن بشویم . یعنی به آن مفهومی كه عموم مردم آنرا زهد و زاهد میدانند.
از طرف دیگر جریان هم , كه میل شدید به دنیا به مفهوم كسب رفاهیات زمینی بهر قیمتی .
بالاخره فكر نمیكنم منطقی باشد كه ما صرفا اینگونه دریافت فكری از دین داشته باشیم كه : « دین آمده تا دنیا تان را آباد كند » ! خیر ! باید گفت :

1- البته دین نیامده تا دنیا تان را خراب كند و یا اینكه شما را از آبادی دنیا تان باز دارد.

2- دین آمده كه شما را در راه صحیح به آخرت رهنمون نماید.

3- دستورات دنیوی دین هم بیشتر در جاهائی است كه برای بشر در راه رسیدن به خیر آخرت یا عاقبت خیر ؛ موانع را رفع نماید . یعنی دین در جاهائی كه مزاحمت برای آخرتی شدن مردم ببیند دستوراتی دارد بویژه فقهی تا رفع مزاحمت نماید!

4 - وگرنه هر گونه تدبیر امور در حوزه دین و یا انتظار داشتن از دین در تدبیراتی مثل صنایع و حتی بخشی از سیاست نه تمام آن و.... انتظاری است بی جا! درست مثل این است كه از پیامبر (ص) و علی (ع) انتظار داشته باشیم كه برای ما كامپیوتر طراحی نمایند و....

این امورات به خود مردم و عقل و خرد آدمی واگذار شده است . دین ماموریتی خیلی وسیعتر دارد. اینها برای 70 سال بدرد میخورد ولی دین برای نمردن فرمول و برنامه میدهد نه برای بهره مندی دنیوی 70 ساله . اگر شما دستوراتی را برای همین مقطع میبینید آنهم در جهت عدم تضرر و یا عدم خسران آدمی در سفر آخرتی اش میباشد!

دیگه خسته شدم

- - , .
.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 22 تير 1395 ساعت: 12:07

اگر انسان باغی از سبزی و خوراكی داشته باشد و علفهای هرز آن را وجین نكند، هنگام برداشت، از هر دسته هزار برگی سبزی، تنها 5 یا 6 برگ خوراكی نصیبش می شود.

[1] ـ سوره مزمّل، آیه 7.
[2] ـ سوره مزمّل، آیه 6.
[3] ـ سوره ق، آیه 5.
[4] ـ ر.ك: اقرب الموارد، ص 384.

(منبع)

اگر شبها برای نماز شب بلند شویم، روز دچار كسالت می شویم و مسائل تحصیلی ما لطمه می بیند؟! برنامه های خود را چگونه تنظیم كنیم تا هم نماز شب بخوانیم و هم از درس نمانیم؟
جواب :
اگر می خواهید نماز شب بخوانید و درس روز شما هم لطمه ای نبیند، شبها باید كمی زودتر بخوابید و شام را سبك تر میل كنید؛ غذای شام هرچه سبك تر باشد، بهتر است.
همان طور كه می دانید بدن ما به بیش از دو وعده غذا احتیاج ندارد. در روایات هم آمده است: اگر سیر هستید، غذا نخورید.[1] غذا خوردن در حال سیری استعداد را كم می كند.

از بیانات نورانی حضرت امیرمؤمنان (علیهالسلام) این است: « لا تَجْتَمع الفِطْنَةُ والْبِطْنَة »[2]؛ یعنی فطانت و هوشمندی با پرخوری جمع نمی شود و پُرخور هرگز خردمند نمی شود، زیرا تمام تلاش و كوشش روح او این است كه غذاها را هضم كند و دیگر فرصت اندیشیدن ندارد. درست مثل اینكه شما یك انسان متخصص و دانشمند را به رفتگری در كوی و برزن بگمارید تا زباله ها را جمع كند. اگر كسی می تواند در كرسی یك استاد به تدریس بپردازد، چرا او را به رفتگری وادار یم؟! روح انسان می تواند یكشب استاد و مربی خوب باشد، حیف است كه او را به رفتگری جسم بگماریم.

غذایی كه می خوریم، برای تبدیل به مواد جذبی و دفعی، به زمان نیاز دارد كه روح این كار را به واسطه بدن انجام می دهد.

روح انسان سلسله ای از قوای ادراكی و تحریكی را در اختیار دارد؛قوای تحریكی روح هم، ابزار فیزیكی ای چون معده، روده و قلب دارد. آنچه غذا را به صورت خون، عادلانه میان مو، ناخن، گوش، چشم، مژه و... تقسیم می كند، روح انسان است.

وجود مبارك امیرمؤمنان (علیهالسلام) می فرماید: « لاتَجتَمعُ عزیمةٌ و وَلیمةٌ ».[3] بعضی انسانها اهل سورچرانی هستند و دوست دارند، هر روز میهمان یك نفر باشند. انسان سورچران اهل عزم و اراده نیست. انسان بهتر است تا می تواند در كنار سفره خود بنشیند. اگر كسی بخواهد اهل عزیمت باشد و از وارثان اولوا العزم قرار گیرد، باید در رفت و آمد با ارحام هم مراقب باشد.

بنابراین، نماز شب انسان را از تحصیل روز باز نمی دارد، با این شرط كه انسان مراقب مسائل دیگر باشد. بسیاری برنامه های تلویزیونی، جلسات، گفت و شنودها و... سودمند نیست. اگر نیم ساعت پیش از اذان صبح بلند شوید، هم به نماز شب می رسید و هم به نماز اول وقت، پس از نماز هم كمی استراحت می كنید و به درس روز خود می پردازید.

[1] ـ ر.ك: من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 618.
[2] ـ غرر الحكم، ص 360، ح 8157.
[3] ـ نهج البلاغه، خطبه 241.

(منبع)

بخوانید : شب و راز شب (و نوجوانی)

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 18 تير 1395 ساعت: 22:53

« ف »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعفیروز مشرقی, معاصر عمرو لیث صفاری ( قرن سوم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفردوسی طوسی, حکیم ابوالقاسم حسن بن اسحق ( قرن چهار و پنج )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفرخی سیستانی, ابوالحسن علی بن جولوغ ( قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفخرالدین اسعد گرگانی ( قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفخرالدین رازی, ابو عبدالله محمد ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفتوحی مروزی, اثیرالدین ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفرید خراسانی, فریدالدین کاتب ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفلکی شروانی, مولانا نجم الدین محمد ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفخر, فخرالدین خطاط هروی ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفخر بناکتی, ابوسلمان داود ( قرن شش و هفت )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفرید احول اصفهانی, خواجه فریدالدین ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفغانی شیرازی, بابا فغانی ( قرن نهم و دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفانی, علیشیر نوایی. امیر نظام الدین در اشعار فارسی فانی و در اشعار ترکی نوائی تخلص نموده بود.( قرن نهم و دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفدایی گیلانی ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفیضی دکنی, ملک الشعراء فیض فیاضی ( قرن دهم و یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفیض کاشانی, ملا محسن ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفطرت خراسانی, میر ابوتراب رضوی پدر میر رضی دانش ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفروغی بسطامی, میرزا عباس ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفرهنگ شیرازی, فرزند وصال ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفرصت شیرازی, میرزا محمد نصیر فرصت الدوله ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفریب اصفهانی, میر عبدالغفار ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفقیر شیرازی, میرزا علی معین الشریعه ( قرن سیزده و چهارده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعفرخی یزدی, محمد ( قرن چهاردهم )

« ق »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعقطران تبریزی, حکیم ابومنصور ( قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعقوامی, خباز رازی ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعقانعی طوسی, بهاء الدین احمد ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعقتالی خوارزمی, پهلوان محمود مشهور به پوریای ولی . ( قرن هفتم و هشتم )
( بهشت و دوزخت با تست در پوست - چرا بیرون زخود میجوئی ای دوست )
ساری,گاه نوشته های محمود زارعقاسم انوار تبریزی, سید معین الدین علی ( قرن هشتم و نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعقیدی شیرازی, ملاقیدی ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعقدسی مشهدی, محمدجان ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعقصاب کاشانی, سعید ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعقاآنی شیرازی, حکیم میرزا حبیب ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعقائم مقام فراهانی, میرزا ابوالقاسم ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعقتیل دهلوی, میرزا محمد حسن ( قرن سیزدهم )

« ک »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعکسائی مروزی, ابوالحسن مجدالدین اسحق ( قرن چهارم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعکوهی, شیخ علی شیرازی (بابا کوهی) . ( قرن چهار و پنج )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعکمال الدین, اسماعیل اصفهانی"خلاق المعانی". ( قرن شش و هفت )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعکمال خجندی, کمال الدین مسعود ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعکاتبی ترشیزی, نیشابوری محمدبن عبداله ( قرن هشت و نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعکاشفی,ملا حسین بن علی بیهقی مولف انوار سهیلی,اخلاق محسنی و روضه الشهداء( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعکاهی کابلی, ابوالقاسم نجم الدین محمد ( قرن نهم و دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعکلیم کاشانی, ابوطالب ( قرن دهم و یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعکافری شیرازی, میرزا محمود ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعکافر مازندرانی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعکیوان اصفهانی, محمد کیوانفر ( قرن سیزدهم )

« گ »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعگلشنی کاشانی, گلشنی مشکفروش ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعگلشن شیرازی, پدر حکیم قاآنی ( قرن سیزدهم )

« ل »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعلبیبی خراسانی, لبیبی ادیبی ( قرن چهارم و پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعلامعی گرگانی, ابوالحسن محمد ( قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعلسانی شیرازی ( قرن دهم و یازدهم )
ادامه دارد ...

... مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (الف تا ح)
... مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (خ تا ش)
... مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (ص تا غ)
... مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (ف تا ل)




به تلگرام ما بپیوندید

مطالب مرتبط :
... حافظ و رندی خواجه و ... (02)
... قراء سبعه و حافظ و... (01)
... تفسیر کفــر و ایمـان
... صباحت روی یا حسن خوی
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... مومنین مشرک !


مطالب اخیر وبلاگ :


مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (خ تا ش)
تنـاســـخ
مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (الف تا ح)
چشم برزخی !
عبادت فردی یا اجتماعی؟
امبدبخش ترین آیه برای محمود
حال خونین دلی سترگ ...
تفسیر به رأی چیست؟
حجت الاسلام زائری و ترجیح جالب !
در دشمنی هم مردانگی کن و عدالت
انواع و اقسام تفسیر به رای
حقیقت در چیست ؟!
تفسیر دین و معرفت برون یا درون دینی
رزق و روزی مقدّر است
شرافتمند کیست ؟!
تحذیر از صدر مجلس
واعظان بی عمل
مولا علی (ع) مستغرق در حق
کسانیکه دست بسته نماز میخوانند
سال كبیسه و حقوق کارمندان !
تفاوت ایران و اسراییل در یک نگاه !
محصول یکساعت تفکّر
اولین چیزها و چیزهای اول
عواقب جبران ناپذیر بستن درِِِخانۀ عترت
کمک به فقراء و بوسیدن دست امدادگر
کاخ عبرت قصر کوفه
صهیونیسم در نظر امام موسی صدر
معیار دینی بودن یك مطلب
عنبر, غذای هضم نشده نهنگ عنبر
طول عمر حیوانات
نسبت سن اسب با دندانش
جشن دوره ای ملخ ها یا هجوم وحشتناک
وزغ ها و تنفس بدون ریه
مقدمات علم مساحت
جذبه عشق
مقیاس اوزان و مسافات مختلف
آینده جهان از نظر اسلام
تفسیری از آیه تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ از نگاه امام موسی صدر
مقایسه دنیا و بول
باز کن فالی و آیات غزل را بنگر
قدر قدر ( نگاهی به سوره مبارکه قدر )
شب قدر در نظر امام موسی صدر
ماجرای تولد حضرت خضر و ذوالقرنین
ملخ, جانوری شبیه ده حیوان
از خزانه خاطر تا خزانه بیت المال
مناظره صالح امامیّه با مولوی عامّه
کشکول تامّل! (14) عقل و راز جاودانگی
درک معیار تعبیر و تاویل خواب
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (10)
کشکول تامّل! (13) هدایت انبیاء

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 18 تير 1395 ساعت: 22:53

ماه رمضان زمان آماده سازی و روز عید آغاز عمل است. در حقیقت، ماه رمضان برههای است که پس از آن و در روز عید انسانی جدید متولد میشود و زندگیِِ تازهی خویش را آغاز میکند.

انسانی که خدا میخواهد، انسانی که خدا از او خشنود است، انسانی که اسلام میخواهد تربیت کند، انسانی که اسلام برای او آمده است، کسی است که وقتی در جامعه رنجدیده و گرسنه و فقیر وجود داشته باشد، احساس شادی نمیکند. اسلام نمیپذیرد که فرد مسلمان سیر بخوابد در حالی که همسایهی او گرسنه است.

انسانی که میتواند گرسنگی همسایگان، درد و رنج دوستان، ناتوانی فقیران و نیاز درماندگان را مشاهده کند و همراه فرزندانش روزگار را شاد و مسرور سپری کند، انسانی نیست که خداوند از او خشنود باشد.

اسلام از ما میخواهد باور کنیم روح و کالبد ما از یکمتر و نیم مکعب گستردهتر است. اسلام از ما میخواهد که وجودی گسترده داشته باشیم. اسلام میخواهد از ما انسانی بسازد که فراتر از ابعاد جسمانیمان باشیم. از همین رو پرداخت زکات در روز عید فطر واجب شده است. به عقیدهی من زکات مال، نماد و نشانهای است از ضرورت پرداخت زکات در همه چیز.

این انسانِ جدیدِ ما احتکار را نمیپسندد، پس خود احتکار نمیکند و اجازه نمیدهد در میان امتش احتکار کنند. احتکاری که مورد قبول او نیست، به احتکارِ کالا و نیازمندیهای مادی مردم محدود نمیشود، بلکه او با احتکار علم، احتکار مقام، احتکار سازندگی و حتی احتکارِ دین و بهشت هم به شدت مخالفت میورزد.

او انسانها، همهی انسانها را دوست دارد و انحراف و کژروی و الحاد و بیمبالاتیِ انسان را نمیپسندد و برای درمان آن تلاش میکند، آنچنان که فرزندان بیمار خود را درمان میکند.

این است مسیر و خطمشی مسلمان پس از عید فطر:
تلاش دائمی برای درمان مشکلات اجتماعی،
تلاش برای احقاق حقوق طبقات محروم،
کوشش مستمر برای ارتقای سطح زندگی اقشار محروم و توسعهی همهی مناطق مظلوم؛
تلاشی دائمی، پس از شناخت ابعاد و دامنهی مشکلات جامعه و پس از شناسایی کسانی که از این مشکلات رنج میبرند و پس از آمادگی روحی صابرانه و خللناپذیر؛
تلاشی که از فعالیت اجتماعی، وسیلهای برای خدمت به انسان میسازد و وسیلهای برای عبادت خداوند. خدا را میتوان با خدمت به بندگانش نیز عبادت کرد.

انسان جدید ما که به موفقیت خود باور دارد، مردم را دوست میدارد حتی منحرفان را و برای درمان آنها تلاش میکند.
محرومان را دوست دارد و برای درمان درد آنها تلاش میکند با قلبی دردمند اما امیدوار به دیدار نسل گمکردهراه میشتابد؛ با برخوردی مثبت نه با اتهامزدن به دیگران.

با این ثروت و با این سلاح یعنی با انسان پس از عید وطن خود را میسازیم و بساط ظلم و تبعیض را از جامعهی خود بر میچینیم و به انسان خدمت میکنیم و اینچنین عبادت میکنیم پروردگار بخشنده و مهربانمان را.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 18 تير 1395 ساعت: 22:53

سلام

بسیار نغز و دلکش بود . دست شما درد نکند ... :)
در باب بند آخر (توکل بر خدا) نیز به یاد این نقل از امیرالمونین(ع) افتادم که راه چاره ای دیگر در کنار توکل می باشد
امام(ع)می فرمایند :
" از قضای الهی به قدر الهی پناه می برم..."
بنابراین تلاش را نباید دریغ داشت و بقول ضرب المثل همیشگی بزرگان ؛ از تو حرکت ، از خدا برکت .

انی توکلت علی الله

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 17 تير 1395 ساعت: 13:49

ساری,گاه نوشته های محمود زارع: در چند اثر قدیمی تر سالهای دور اسامی اکثر مشاهیر و بزرگان علم و ادب مشاهیر فرهنگ و ادب پارسیایران را بترتیب حروف الفبا و قرنی که متولد شده و می زیسته اند بانحاء مختلفی احصاء کرده بودند که ما در اینجا در چند پست بتفکیک حرف اول نام آنها جمع بندی و نقل میکنیم. اکثر یا در واقع تمامی این اشخاص در فاصله قرون سوم تا چهاردهم هجری میزیسته اند . ما قبل از قرن سوم و همچنین بعد از قرن چهاردهم یا اطلاعات کمی از اشخاص داریم و یا آنکه نیستند که بنویسیم... !

همیشه در این فکر بوده ام که چرا بعد از این مشاهیر ما نه در جهان و نه بخصوص در ایران دیگر ادیبان و بزرگانی همانند این مشاهیر دیگر نداریم!!... در ذهنم خلجان میکند که عادی ترین دلیل و یا بدیهی ترین سببی که بذهن من میرسد برمیگردد به عاملی بنام زمان و زمانه و هر آنچه که ره آورد این زمان است و بخصوص هجوم مدرنیته و جزئی نگر شدن انسانها و بسیار جزء جزء شدن علوم که به تخصص های جزئی تفکیک شده است. بشر در بعد از این دوره ؛ در بزرگی کوتوله شده اما در کوتولگی متخصص تر!... بگذریم که مراد ما صرفا احصاء اسامی مشاهیر فرهنگ و ادب و حکمت پارسی گو میباشد. شرح آثار و زندگی نامه آنان را بگذار تا وقتی دگر اگر مجالی اخذ کردیم!(محمود) 16 / تیر / 1395 - ساری


« ص »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعصرفی ساوجی ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصالح خراسانی ( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصائب تبریزی, میرزا محمدعلی ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصوفی مازندرانی, ملا محمد ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصحبت لاری, ملا محمد باقر ( قرن دوازده و سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصفائی, ملا محمد نراق صاحب معراج السعاده - خزائن نراقی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصباحی بیگدلی, حاج سلیمان,حاج ملا سلیمان ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصبا کاشانی, فتحعلیخان ملک الشعراء ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصبا کاشانی, محمود خان ملک الشعراء فرزند عندلیب,نوه ی فتحعلیخان صبا ( قرن سیزده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصفا اصفهانی, حکیم محمد حسین ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصفایی ملا احمد, پسر یغما جندقی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصافی اصفهانی, میرزا جعفر ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصامت بروجردی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصهبا اصفهانی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصوری رشتی ( قرن سیزده و چهاردهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصفی اصفهانی, صفی علیشاه ( قرن سیزده و چهاردهم )

« ض »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعضیاء الدین بخشی ( قرن هشتم )

« ط »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعطوسی, نصیرالدین محمد حسن ( قرن ششم و هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعطیفور انجدانی, ملک ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعطالب آملی, محمد طالب ملک الشعراء ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعطبیب اصفهانی, میرزا عبدالباقی ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعطوفان مازندرانی, میرزا طیّب ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعطاهر قزوینی, میرزا طاهر ( قرن سیزدهم )

« ظ »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعظهیر فاریابی, ملک الکلام ظهیرالدین طاهر ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعظهوری ترشیزی, نورالدین محمد ( قرن دهم و یازدهم )

« ع »


ساری,گاه نوشته های محمود زارععباس مرزوی, خواجه ابوالعباس ( قرن سوم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععسجدی مروزی, عبدالعزیزبن منصور ( قرن چهارم و پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععیوقی, معاصر محمود غزنوی ( قرن چهارم و پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععنصری, ابوالقاسم حسن بن احمد ( قرن چهارم و پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععبدالله انصاری, ابو اسمعیل خواجه عبدالله(پیر هرات).( قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععماره مروزی, ابومنصور عماره ( قرن پنجم و ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععین القضاه, میانجی همدانی ابوالفضائل عبدالله ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععمعق بخارائی, امیرالشعراء ابوالنجیب شهاب الدین ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععمادی شهریاری, امیر عمادالدین ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععبهری غزنوی, حکیم عبدالمجید ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععطار نیشابوری, شیخ فریدالدین ابوحامد محمد ( قرن ششم و هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععراقی, شیخ فخرالدین ابراهیم همدانی ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععلاء الدوله سمنانی, شیخ رکن الدین علاء الدوله احمد ( قرن هفتم و هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععصّار تبریزی, خواجه محمد ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععبید زاکانی, نظام الدین عبیداله ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععماد فقیه کرمانی, خواجه عمادالدین ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععرفی شیرازی, جمال الدین محمد ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععارف شیرازی, خالوزاده عرفی شیرازی ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععالی شیرازی, نعمت خان ( قرن یازده و دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععاشق اصفهانی, آقا محمد ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععبرت نائینی, محمدعلی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععجیب مازندرانی, محمد خلیل ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععفت شیرازی, سکینه بیگم ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععندلیب, کاشانی میرتقی ( قرن سیزده و چهاردهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععنقا, فرزند اول همای شیرازی ( قرن سیزده و چهاردهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععارف شیرازی, میرزا علی اکبر ( قرن سیزده و چهاردهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععارف قزوینی, میرزا ابوالقاسم ( قرن سیزده و چهاردهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععشقی, سید محمدرضا میرزاده عشقی کردستانی همدانی( قرن سیزده و چهارده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععماد خراسانی, عمادالدین حسین برقعی ( قرن چهاردهم )

« غ »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعغضایری رازی, ابویزید محمد ( قرن چهارم و پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغزالی, ابوحامد محمد ( قرن پنجم و ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغزالی, احمد برادر کهتر حجه الاسلام محمد غزالی ( قرن پنج و ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغزالی مشهدی, غزالی جنبک ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغنی کشمیری, میرزا طاهر ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغیاث شیرازی, حلوائی ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغنیمت کنجائی, پنجابی ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغالب دهلوی, میرزا اسدالله ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغافل مازندرانی, محمد صادق ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغارت امامقلی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغیبی مازندرانی, جعفربن ابوالقاسم ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغمام همدانی, محمدبن مولانا یوسف الحسینی ( قرن سیزده و چهارده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغبار همدانی, آقا سید حسین ( قرن سیزدهم و چهاردهم )

ادامه دارد ...

... مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (الف تا ح)
... مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (خ تا ش)
... مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (ص تا غ)




به تلگرام ما بپیوندید

مطالب مرتبط :
... حافظ و رندی خواجه و ... (02)
... قراء سبعه و حافظ و... (01)
... تفسیر کفــر و ایمـان
... صباحت روی یا حسن خوی
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... مومنین مشرک !


مطالب اخیر وبلاگ :


تنـاســـخ
مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (الف تا ح)
چشم برزخی !
عبادت فردی یا اجتماعی؟
امبدبخش ترین آیه برای محمود
حال خونین دلی سترگ ...
تفسیر به رأی چیست؟
حجت الاسلام زائری و ترجیح جالب !
در دشمنی هم مردانگی کن و عدالت
انواع و اقسام تفسیر به رای
حقیقت در چیست ؟!
تفسیر دین و معرفت برون یا درون دینی
رزق و روزی مقدّر است
شرافتمند کیست ؟!
تحذیر از صدر مجلس
واعظان بی عمل
مولا علی (ع) مستغرق در حق
کسانیکه دست بسته نماز میخوانند
سال كبیسه و حقوق کارمندان !
تفاوت ایران و اسراییل در یک نگاه !
محصول یکساعت تفکّر
اولین چیزها و چیزهای اول
عواقب جبران ناپذیر بستن درِِِخانۀ عترت
کمک به فقراء و بوسیدن دست امدادگر
کاخ عبرت قصر کوفه
صهیونیسم در نظر امام موسی صدر
معیار دینی بودن یك مطلب
عنبر, غذای هضم نشده نهنگ عنبر
طول عمر حیوانات
نسبت سن اسب با دندانش
جشن دوره ای ملخ ها یا هجوم وحشتناک
وزغ ها و تنفس بدون ریه
مقدمات علم مساحت
جذبه عشق
مقیاس اوزان و مسافات مختلف
آینده جهان از نظر اسلام
تفسیری از آیه تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ از نگاه امام موسی صدر
مقایسه دنیا و بول
باز کن فالی و آیات غزل را بنگر
قدر قدر ( نگاهی به سوره مبارکه قدر )
شب قدر در نظر امام موسی صدر
ماجرای تولد حضرت خضر و ذوالقرنین
ملخ, جانوری شبیه ده حیوان
از خزانه خاطر تا خزانه بیت المال
مناظره صالح امامیّه با مولوی عامّه
کشکول تامّل! (14) عقل و راز جاودانگی
درک معیار تعبیر و تاویل خواب
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (10)
کشکول تامّل! (13) هدایت انبیاء
رویا و حل معمّا

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 17 تير 1395 ساعت: 13:49

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:موسی نامی از اعراب برای نماز بمسجد آمد و رفت سقایه تا وضو بسازد. دید سکه ای زر ناب در نازکنار سقایه افتاده است. سکه را گرفت و برای اطمینان بیشتر در مشت خود پنهان کرد و یکراست رفت در صف اول جماعت پشت پیشنماز و نیت بست.
از قضا پیشنماز بعد از حمد این آیه را خواند :
« ما تلک بیمینک یا موسی »
یعنی : چیست اینکه در دست راست تست ای موسی ؟!
مرد عرب بعد از شنیدن آن , با تعجب یکه خورد و فکر کرد که دیگر لو رفته است با پریشانحالی خطاب به پیشنماز گفت :

« والله انت ساحر » یعنی : بخدا که تو جادوگری !
پس سکه زر پیش محراب انداخت و با عجله گریخت از ترس آنکه مبادا او را بتهمت دزدی دستگیر کنند !




به تلگرام ما بپیوندید

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 17 تير 1395 ساعت: 13:49

سلام

بسیار نغز و دلکش بود . دست شما درد نکند ... :)
در باب بند آخر (توکل بر خدا) نیز به یاد این نقل از امیرالمونین(ع) افتادم که راه چاره ای دیگر در کنار توکل می باشد
امام(ع)می فرمایند :
" از قضای الهی به قدر الهی پناه می برم..."
بنابراین تلاش را نباید دریغ داشت و بقول ضرب المثل همیشگی بزرگان ؛ از تو حرکت ، از خدا برکت .

انی توکلت علی الله

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 19:59

ساری,گاه نوشته های محمود زارع: در چند اثر قدیمی تر سالهای دور اسامی اکثر مشاهیر و بزرگان علم و ادب مشاهیر فرهنگ و ادب پارسیایران را بترتیب حروف الفبا و قرنی که متولد شده و می زیسته اند بانحاء مختلفی احصاء کرده بودند که ما در اینجا در چند پست بتفکیک حرف اول نام آنها جمع بندی و نقل میکنیم. اکثر یا در واقع تمامی این اشخاص در فاصله قرون سوم تا چهاردهم هجری میزیسته اند . ما قبل از قرن سوم و همچنین بعد از قرن چهاردهم یا اطلاعات کمی از اشخاص داریم و یا آنکه نیستند که بنویسیم... !

همیشه در این فکر بوده ام که چرا بعد از این مشاهیر ما نه در جهان و نه بخصوص در ایران دیگر ادیبان و بزرگانی همانند این مشاهیر دیگر نداریم!!... در ذهنم خلجان میکند که عادی ترین دلیل و یا بدیهی ترین سببی که بذهن من میرسد برمیگردد به عاملی بنام زمان و زمانه و هر آنچه که ره آورد این زمان است و بخصوص هجوم مدرنیته و جزئی نگر شدن انسانها و بسیار جزء جزء شدن علوم که به تخصص های جزئی تفکیک شده است. بشر در بعد از این دوره ؛ در بزرگی کوتوله شده اما در کوتولگی متخصص تر!... بگذریم که مراد ما صرفا احصاء اسامی مشاهیر فرهنگ و ادب و حکمت پارسی گو میباشد. شرح آثار و زندگی نامه آنان را بگذار تا وقتی دگر اگر مجالی اخذ کردیم!(محمود) 16 / تیر / 1395 - ساری


« ص »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعصرفی ساوجی ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصالح خراسانی ( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصائب تبریزی, میرزا محمدعلی ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصوفی مازندرانی, ملا محمد ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصحبت لاری, ملا محمد باقر ( قرن دوازده و سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصفائی, ملا محمد نراق صاحب معراج السعاده - خزائن نراقی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصباحی بیگدلی, حاج سلیمان,حاج ملا سلیمان ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصبا کاشانی, فتحعلیخان ملک الشعراء ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصبا کاشانی, محمود خان ملک الشعراء فرزند عندلیب,نوه ی فتحعلیخان صبا ( قرن سیزده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصفا اصفهانی, حکیم محمد حسین ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصفایی ملا احمد, پسر یغما جندقی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصافی اصفهانی, میرزا جعفر ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصامت بروجردی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصهبا اصفهانی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصوری رشتی ( قرن سیزده و چهاردهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعصفی اصفهانی, صفی علیشاه ( قرن سیزده و چهاردهم )

« ض »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعضیاء الدین بخشی ( قرن هشتم )

« ط »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعطوسی, نصیرالدین محمد حسن ( قرن ششم و هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعطیفور انجدانی, ملک ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعطالب آملی, محمد طالب ملک الشعراء ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعطبیب اصفهانی, میرزا عبدالباقی ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعطوفان مازندرانی, میرزا طیّب ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعطاهر قزوینی, میرزا طاهر ( قرن سیزدهم )

« ظ »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعظهیر فاریابی, ملک الکلام ظهیرالدین طاهر ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعظهوری ترشیزی, نورالدین محمد ( قرن دهم و یازدهم )

« ع »


ساری,گاه نوشته های محمود زارععباس مرزوی, خواجه ابوالعباس ( قرن سوم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععسجدی مروزی, عبدالعزیزبن منصور ( قرن چهارم و پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععیوقی, معاصر محمود غزنوی ( قرن چهارم و پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععنصری, ابوالقاسم حسن بن احمد ( قرن چهارم و پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععبدالله انصاری, ابو اسمعیل خواجه عبدالله(پیر هرات).( قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععماره مروزی, ابومنصور عماره ( قرن پنجم و ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععین القضاه, میانجی همدانی ابوالفضائل عبدالله ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععمعق بخارائی, امیرالشعراء ابوالنجیب شهاب الدین ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععمادی شهریاری, امیر عمادالدین ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععبهری غزنوی, حکیم عبدالمجید ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععطار نیشابوری, شیخ فریدالدین ابوحامد محمد ( قرن ششم و هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععراقی, شیخ فخرالدین ابراهیم همدانی ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععلاء الدوله سمنانی, شیخ رکن الدین علاء الدوله احمد ( قرن هفتم و هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععصّار تبریزی, خواجه محمد ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععبید زاکانی, نظام الدین عبیداله ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععماد فقیه کرمانی, خواجه عمادالدین ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععرفی شیرازی, جمال الدین محمد ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععارف شیرازی, خالوزاده عرفی شیرازی ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععالی شیرازی, نعمت خان ( قرن یازده و دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععاشق اصفهانی, آقا محمد ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععبرت نائینی, محمدعلی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععجیب مازندرانی, محمد خلیل ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععفت شیرازی, سکینه بیگم ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععندلیب, کاشانی میرتقی ( قرن سیزده و چهاردهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععنقا, فرزند اول همای شیرازی ( قرن سیزده و چهاردهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععارف شیرازی, میرزا علی اکبر ( قرن سیزده و چهاردهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععارف قزوینی, میرزا ابوالقاسم ( قرن سیزده و چهاردهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععشقی, سید محمدرضا میرزاده عشقی کردستانی همدانی( قرن سیزده و چهارده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارععماد خراسانی, عمادالدین حسین برقعی ( قرن چهاردهم )

« غ »


ساری,گاه نوشته های محمود زارعغضایری رازی, ابویزید محمد ( قرن چهارم و پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغزالی, ابوحامد محمد ( قرن پنجم و ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغزالی, احمد برادر کهتر حجه الاسلام محمد غزالی ( قرن پنج و ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغزالی مشهدی, غزالی جنبک ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغنی کشمیری, میرزا طاهر ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغیاث شیرازی, حلوائی ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغنیمت کنجائی, پنجابی ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغالب دهلوی, میرزا اسدالله ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغافل مازندرانی, محمد صادق ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغارت امامقلی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغیبی مازندرانی, جعفربن ابوالقاسم ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغمام همدانی, محمدبن مولانا یوسف الحسینی ( قرن سیزده و چهارده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعغبار همدانی, آقا سید حسین ( قرن سیزدهم و چهاردهم )

ادامه دارد ...

... مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (الف تا ح)
... مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (خ تا ش)
... مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (ص تا غ)




به تلگرام ما بپیوندید

مطالب مرتبط :
... حافظ و رندی خواجه و ... (02)
... قراء سبعه و حافظ و... (01)
... تفسیر کفــر و ایمـان
... صباحت روی یا حسن خوی
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... مومنین مشرک !


مطالب اخیر وبلاگ :


تنـاســـخ
مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (الف تا ح)
چشم برزخی !
عبادت فردی یا اجتماعی؟
امبدبخش ترین آیه برای محمود
حال خونین دلی سترگ ...
تفسیر به رأی چیست؟
حجت الاسلام زائری و ترجیح جالب !
در دشمنی هم مردانگی کن و عدالت
انواع و اقسام تفسیر به رای
حقیقت در چیست ؟!
تفسیر دین و معرفت برون یا درون دینی
رزق و روزی مقدّر است
شرافتمند کیست ؟!
تحذیر از صدر مجلس
واعظان بی عمل
مولا علی (ع) مستغرق در حق
کسانیکه دست بسته نماز میخوانند
سال كبیسه و حقوق کارمندان !
تفاوت ایران و اسراییل در یک نگاه !
محصول یکساعت تفکّر
اولین چیزها و چیزهای اول
عواقب جبران ناپذیر بستن درِِِخانۀ عترت
کمک به فقراء و بوسیدن دست امدادگر
کاخ عبرت قصر کوفه
صهیونیسم در نظر امام موسی صدر
معیار دینی بودن یك مطلب
عنبر, غذای هضم نشده نهنگ عنبر
طول عمر حیوانات
نسبت سن اسب با دندانش
جشن دوره ای ملخ ها یا هجوم وحشتناک
وزغ ها و تنفس بدون ریه
مقدمات علم مساحت
جذبه عشق
مقیاس اوزان و مسافات مختلف
آینده جهان از نظر اسلام
تفسیری از آیه تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ از نگاه امام موسی صدر
مقایسه دنیا و بول
باز کن فالی و آیات غزل را بنگر
قدر قدر ( نگاهی به سوره مبارکه قدر )
شب قدر در نظر امام موسی صدر
ماجرای تولد حضرت خضر و ذوالقرنین
ملخ, جانوری شبیه ده حیوان
از خزانه خاطر تا خزانه بیت المال
مناظره صالح امامیّه با مولوی عامّه
کشکول تامّل! (14) عقل و راز جاودانگی
درک معیار تعبیر و تاویل خواب
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (10)
کشکول تامّل! (13) هدایت انبیاء
رویا و حل معمّا

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 19:59

مر این قصه را پارسی کرده اند
بدو در معانی بگسترده اند
یکی بوالموید که از بلخ بود
بدانش همی خویشتن را ستود


ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابوالحسن خرقانی ( قرن چهارم ) شیخ و پیر طریقتساری,گاه نوشته های محمود زارع ابوالفتح بستی , نظام الدین عمید. ( قرن چهارم )ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابو طیب مصعبی , ابو طیب محمد بن حاتم المصعبی. ( قرن چهارم )ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابوسعید ابوالخیر , فضل الدین ابی الخیر محمد. ( قرن چهارم و پنجم)ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابوعلی سینا , شیخ الرئیس ابوعلی حسین بن عبدالله سینا بلخی. ( قرن چهارم و پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابو شکور بلخی. (قرن چهارم و پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اسدی طوسی , ابونصر علی بن احمد طوسی. (قرن چهارم و پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابوریحان بیررونی , محمد بن احمد بیرونی . (قرن چهارم و پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ازرقی هروی, ابوبکر زین الدین بن اسماعیل وراق هروی. (قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابوالفرج بن مسعود رونی. (قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ادیب صابر, شهاب الدین شرف الادباء صابر بن اسماعیل ترمذی.(قرن پنجم و ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع انوری, اوحدالدین محمد بن محمد یا اوحدالدین علی بن اسحاق انوری ابیوردی.(قرن ششم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع احمد جام, ژنده پیل. (قرن ششم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اثیرالدین اخسیکتی. (قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابوالعلاء گنجوی, استاد و پدرزن خاقانی شروانی.(قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اوحدی کرمانی, اوحدالدین حامدبن ابی الفخر.(قرن ششم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابونصر, احمدبن ابراهیم طالقانی.(قرن ششم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع امامی هروی, رضی الدین عبدالله بن محمد.(قرن هفتم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابونصر فراهی, در قراء سیستان بدنیا آمد و با آنکه کور مادرزاد بود در شعر و حدیث و لغت مهارتی تام داشت. کتاب " نصاب الصبیان " اثر اوست و جامع الصغیر محمدبن حسن شیبانی را نیز بنظم کشیده است.(قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع افضل الدین کاشانی, حکیم افضل الدین محمد.(قرن هفتم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابن یمین, امیر محمودبن امیر یمین الدین فریومدی.(قرن هفتم و هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع امیر کرمانی, معاصر خواجو. (قرن هفتم و هشتم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اوحدی, رکن الدین اوحدی مراغه ای ( اصفهانی ). (قرن هفتم و هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع امین بلیانی, شیخ امین الدین محمد. (قرن هشتم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اسحاق شیرازی. (قرن هشتم و نهم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع امیدی تهرانی, ارجاسب مسعودبن خواجه علی.(قرن نهم و دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اسیری شیرازی, میرغازی. (قرن نهم و دهم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اسیری لاهیجی, شمس الدین محمد.(قرن نهم و دهم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اهلی شیرازی, مولانا شیخ محمد اهلی. ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اهلی ترشیزی. ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع امیر صنعی . ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ادائی شیرازی . ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابدال اصفهانی . ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع انیسی شاملو . ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع آصفی هروی. ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اشراق اصفهانی , میر محمد باقر مشهور به میرداماد.( قرن دهم و یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اسیر اصفهانی . ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع آذر بیکدلی, لطف علی بیک. ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع آتش اصفهانی . ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ازل, میرزا محمد امین. ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابوالحسن شیرازی. ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ایزدی یزدی, شیخ محمد. ( قرن دوازدهم و سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اسرار, ملا هادی سبزواری. ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع افسر کرمانی. ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اعجوبه زنجانی. ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ادیب نیشابوری, شیخ عبدالجواد.( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع آفرین لاهوری, فقیرالله.( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع امید نهاوندی, ابوالحسن خان.( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ادیب الممالک فراهانی, میرزا صادق خان متخلص به امیری.( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ادیب پیشاوری, سید احمدبن شهاب رضوی.( قرن چهاردهم )


ساری,گاه نوشته های محمود زارع بابا طاهر, همدانی ( عریان ). ( قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع برهانی, عبدالملک امیرالشعرا پدر امیر معزّی اهل نیشابور. ( قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع باخرزی, ابوالقاسم علی بن الحسن. ( قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بوعلی قلندر, سید شرف الدین. ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بدر جاجرمی. ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بسحق اطعمه, فخرالدین احمد حلاج شیرازی.( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بیانی, شهاب الدین مروارید کرمانی. ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بیرم خان, محمد ترکمان. ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعبهائی, شیخ بهاء الدین محمد العاملی. ( قرن دهم و یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع برهمن لاهوری. ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بیدل جغتایی. ( قرن یازدهم و دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بیدل لاهوری. ( قرن یازدهم و دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بسمل شیرازی, حاج اکبر. ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بیدل شیرازی. ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بهجت, پدر فرصت شیرازی. ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بهار خراسانی, محمدتقی ملک الشعراء.( قرن سیزدهم و چهاردهم )


ساری,گاه نوشته های محمود زارع جمال الدین, محمدبن عبدالرزاق اصفهانی. ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جبلّی, عبدالواسع غرجستانی. ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جوینی, خواجه شمس الدین محمد. ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جلال عضد یزدی, سید جلال الدین بن عضدالدین. ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جلال, جعفر فراهانی. ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جهان , خاتون سبزواری. ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جامی, عبدالرحمن. ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جنید شیرازی, معین الدین ابوالقاسم. ( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جنّتی, جزی - گزی. ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جویا کشمیری. ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جانی فسائی. ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جلال, فرزند فتح علیشاه. ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جلوه, ابوالحسن زواره یی نائینی اصفهانی. ( قرن سیزده و چهاردهم )


ساری,گاه نوشته های محمود زارع حنظله بادغیسی, حکیم حنظله. ( قرن سوم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حسن غزنوی, سید شرف الدین. ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حسن دهلوی, خواجه حسن شیخ نجم الدین. ( قرن هفتم و هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حافظ, خواجه شمس الدین محمد شیرازی. ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حسین واعظ کاشفی, مولّف انوار سهیلی,روضه الشهداء, اخلاق محسنی.( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حسین گورکان . ( قرن نهم و دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حضوری قمی . ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حزین لاهیجی, شیخ محمدعلی فرزند ابوطالب گیلانی. ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حداد قهفرخی . ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حبیب قهفرخی . ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حریف جندقی . ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حسینی قزوینی . ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حیرت, ابوالحسن میرزا شیخ الرئیس. ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حبیب اصفهانی. ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حبیب خراسانی . ( قرن سیزدهم و چهاردهم )

ادامه دارد ...

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 17:25

در این بحث ما قصد آنرا داریم که تا به این سوال پاسخ دهیم که : آیا شما بعد از مردن باز برمیگردید؟! میخواهیم به این سوال در اینجا پاسخ بگوییم...

... تناسخ این است که روحی که مبداء شخصیت و موجودیت کسی است به بدن دیگری برود و اساس موجودیت او را تشکیل دهد...

گفته میشود که مشهورین دیگری مانند ابن سینا ؛ صدرالمتالهین و خواجه نصیر و ... در اردوگاه متفکرین شیعی غالبا تناسخ را بهمین معنی مستفاد کرده اند و همینطور ملاهادی سبزواری و لاهیجی و ...

البته در بحث بازگشت ارواح به بدن ؛ معمولا انسان را استثنا نکرده و بیشتر به بازگشت روح به کالبد انسان و یا حیوان ( توامان ) اشاره و بلکه تصریح شده است و لذا اعتقاد بر آن است که روح به بدن حیوان نیز ممکن است برود. بعنوان نمونه در اثر معروف " دائره المعرف قرن بیستم " نوشته فرید وجدی در جلد دهم آن ( صفحه 172 ) دقیقا به این معنی اشاره شده است که :


... تناسخ مذهب کسانی است که معتقدند روح پس از جدایی از بدن به بدن حیوان یا انسان دیگری می رود تا خود را تکمیل نموده شایسته زندگی در میان ارواح عالی در عالم قدس گردد...

این مباحث غالبا در حوزه بحث فلاسفه بوده و دیگر اقشار به این نظیه بدیده ابهام نگریسته و چندان احاطه و بلکه اطلاعی از این موضوع ندارند. عده ای از فلاسفه موضوع تناسخ را پر و بال بیشتری داده و حتی برای آن مراحلی را قائل شده و به بیان و تشریح

این مراحل پرداختند که نمونه آن به تقسیم بندی زیر میتوان اشاره کرد :

1. " نسخ " بمعنی آنکه روح به بدن انسان دیگری باز گردد.

2. " مسْخٔ " یعنی اینکه روح در بدن یک حیوان حلول کند.

3. " فسٌخ " موقعیستکه روح به گیاهی تعلق بگیرد.

4. " رسٌخ " موقع ی است که یک روح به یکی از جمادات تعلق پیدا کند.

و بدینسان ملاحظه میکنید که این گروه از فلاسفه دامنه بحث تناسخ را بسیار وسیع گرفته و حتی تعلق آنرا به کلیه موجودات اعم از انسان و حیوان و نباتات و جمادات ؛ تسری داده و قس علیهذا.

جغرافیای این بحث را به سرزمین هند و چین باز میگردانند و اعتقاد عمومی بر آن است که این بحث منبعث از آموزه های مکاتب موجود در سرزمین چین و علی الخصوص هندوستان بوده است.

حتی گفته شده است که یکی از دلائل مهم تکریم هندوها نسبت به حیوانات بخصوص " گاو " در همین راستاست! یعنی تصور عمومی بر این است که شاید روح یک انسانی برای مراحل تکمیل خود به بدن این حیوان " مثلا گاو" وارد شده باشد و لذا گرچه این حیوان مثلا شکل گاو را دارد اما در واقع با روح انسانی است!!

هر چند که این مقوله در شرق زاده شده است اما همه ادیان شرقی بخصوص دین مبین اسلام مسئله تناسخ را نپذیرفته و مستند به آیات قرآن کریم اکثر علمای اسلامی این مسئله را رد وانکار میکنند.

اینکه گفتیم اکثر علمای اسلامی ؛ بدین دلیل بود که اقلیتی بنام " فرقه تناسخیه " در میان مسلمانان موجود بودند که به

مسئله تناسخ اعتقاد داشته اند. این فرقه امروزه تحت این عنوان البته وجود ندارد و گویا در کتب قبلی بخصوص کتاب تاریخ ملل و نحل از این فرقه یاد شده است . اما گرچه فرقه ای بصورت سازماندهی شده تحت این نام موجود نیستند ولی هستند افراد زیادی از مسلمانان بخصوص جوانانی که تحت تاثیر تعالیم خاص باصطلاح روحی و روانی و... ( البته شاید اشراق غالبا غربی ) به این مسئله اما با شکل و صورت دیگری اعتقاد داشته و گرچه سماجتی در بیان آن ندارند اما ته دلشان به این امورات لااقل با دیده ابهام و شک می نگرند و نه انکار آن ؛ که از مسلمات مکتب اسلام میباشد!

شاید برای باز شدن چنین اعتقادی در اندیشه بشری بتوان از زوایای تاریخی و با استعانت از ابواب مختلف علمی موضوع محملی پیدا کرد.

در راستای این قسمت از بحث میتوان گفت که مثلا بودند انسانهایی که به خدا اعتقاد داشته اند اما به معاد و آخرت و روز رستاخیز اعتقادی نداشته اند و یا دست کم آنکه به ماوقع روز جزا بدیده شک و تردید نگاه میکردند. اینان البته برای مسئله ای بنام عدالت خداوند در مقابل این موضوع دچار تضادی میشدند که لامحاله برای حل آن به تناسخ روی آوردند . بدین معنی که حال که مثلا روز رستاخیزی وجود ندارد پس عدالت خداوندی حکم میکند که روح انسانهای نیکوکار برای بهره مندی از پاداش اعمال خوب خویش به بدن موجود دیگری حلول کرده و از اینجاست که این فرد میتواند سزای عمل خود را در این نشئه جدید ببیند.

بالطبع اعتقاد تکمیلی چنین باوری آن بود که روح انسانهای بدکار در کالبد موجودات پست و معلول و بالعکس ارواح نیکوکاران در قالب انسانها یا موجودات کمال یافته تر حلول کرده تا مراحل کسب پاداش یا جزا را بگذراند.

در ادامه این بحث ؛ یعنی زمینه یابی انگیزه های تاریخی ( تاریخ اندیشه بشری ) میتوان به این تضاد در موضوع تطبیق

عدالت با تبعیضاتی که بیشتر تحت عنوان شرورات عالم علی الظاهر؛ اشاره کرد که شاید از این زاویه عده ای با دیدن معلولیتها و نقائص و کاستی هایی در ظاهر افراد به این نتیجه مقایسه ای دست می یافتند که علت اصلی موجود شدن یک انسان ضعیف و معلول و در رنج و بدبختی و فلاکت به این فلسفه بر میگردد که خداوند خواسته تا افراد ظالم و گناهکار قبلی را که مرده اند بدین صورت سزا دهد و لذا با آفریدن انسانهای معلول و مفلوک و در رنج و عذاب خواسته تا انتقامی از آنها بکشد!!

البته چنین استدلالاتی که در اینجا بدین شکل ساده از سوی ما بیان میشود ؛ در شکل گیری اندیشه بشری بهمین صورت ساده خطور نکرده بلکه دارای پیچیدگیهایی بوده که ما تنها برای تسهیل در درک خوانندگان احتمالی این اثر آنرا بدین صورت ساده طرح و بررسی میکنیم . بهر حال خواستم بگویم که یکی دیگر از انگیزه های بروز چنین اعتقادی شاید به این موضوع در کنار دیگر مسائل و دلائل برگردد.

البته بنظر من دلائل روانی بروز چنین باوری میتواند از دیگر عوامل ذیمدخل در موضوع پررنگ تر و مهمتر باشد. در مسیر توجیه بعضا احساسی اغلب شکستها و ناکامیهای زندگی و واکنش در برابر آنها چنین ظنون متراکمی بصورت عقائدی بی ریشه و پررنگ شده سر برآورده و در سیر تاریخی تحول و تطور اندیشه در مواجهه با اشخاص و دیدگاههای متفاوت رنگ و لعابهای متلونی بخود میگرد و انواع و اقسام پسوند و پیشوند و شرح و تفسیر و .. می یابد و ای بسا دستمایه اذهان آلوده ای هم در برابر خالی کردن عقده های دیرین قرار گیرد.

نقش جریانات غیر مغرض هم با دخالت قوه تخیلشان در کنار اذهان کمتر توسعه یافته را نمیتوان در بروز و ظهور چنین باوری

نادیده گرفت.

تسکین و آرامش روانی هم برای انسانها همواره از دغدغه های اصلی و مهم زندگی شان بوده است تمسک به باورهای بی ریشه نیز که در ادبیات انسانی به خرافات و ... تعبیر شده است را از دیگر روزنه های روانی گسترش چنین تفکری باید دانست.

در تاریخ ادبیات و داستانها و رمانهای بشری بوضوح میتوان از رگ و ریشه های چنین دیالوگهایی که نشآت گرفته از قوه وهم و خیال معمولا باطل و سطحی ؛ نشان گرفت .

آرزوهای تقریبا محال و دست نیافتنی در اندیشه بشری در قالب شعر و داستان و با وسیله سحر آمیزی بنام هنر دست یافتنی میشود. نقاش هنر مندی که نمیتواند در دنیای طبیعی آبی را قرمز رنگ در رودخانه های این جهانی به تماشا بنشیند با دستان هنرمند خویش و با بهره گیری از قوه تخیل خویش به این آرزوی محال دست می یابد و شاعری که در اندیشه وصال محبوب بی همتا و پریوش خویش که در تصور تنها میتوان در چهره حور و غلمانهای وعده داده شده در آن جهان به نظاره نشست ؛ بسهولت ابیاتی را می سراید که در آن از وصال محبوب بعد از مرگ در همین دنیا همچو روحی در کالبدی دیگر و حتی در کالبد سگی عوعو کنان بعنوان پاسبان کوی یار باز میگردد.

در انکار عقلی و نقلی این موضوع ( تناسخ ) جد و جهدهای زیادی نشده است . بیشتر علمای مسلمان بدلیل مسلم قرآنی بیشتر به دلایل نقلی روی آوردند و البته فیلسوفانی در دنیای اسلام و همچنین علمای فیلسوف مسلمان و شیعه در بخشهایی از مباحث نظری خویش به این مسئله پرداخته اند. بعنوان نمونه ملا صدرا در کتاب اسفار خود در باب تناسخ بحث کرده که ما در نقل خلاصه ای از بحث وی در جای خویش خواهیم پرداخت.

موضوع تکامل و اصل تکامل حیات موجودات بعنوان یکی از دلائل عقلی مخالفین تناسخ همواره مطرح بوده است. آنها معتقدند که موجودات هستی همواره در طول زمان سیر تحول و تکامل خویش را می پیمایند و برگشت به گذشته و یا رجوع به مرحله ما قبل خویش امری محال است . شرح و بسط این موضوع در حوصله این مقال نیست.
همانگونه که صدرا ذکر شد ملا صدرا در اسفار خویش در این باره میگوید ( نقل بمضمون و خلاصه نظر وی ) :

"... روح در آغاز پیدایش خود استعداد و قوه محض است و در هیچ قسمت به مرحله فعلیت نرسیده است؛ همانطور که بدن

نیز در آغاز چنین میباشد، یعنی همه چیز او در مرحله استعداد نهفته است.

اگر پذیرفتیم که جسم بعد از فعلیت ؛ محال است که به وضعیت استعداد و قوه برگردد روح نیز نمیتواند بعد از فعلیت خویش به حالت استعداد یا قوه برگردد.

ملا صدرا در واقع حرکت روح و جسم را از مرحله قوه به فعل حرکت جوهری می نامد که این حرکت در ذات آنها صورت می بندد و لذا بازگشت در حرکت جوهری ممکن نمیباشد.

برگشت روح بفعلیت رسیده در بدنی که در مرحله استعداد است در واقع یعنی امر محال اتحاد در متضاد!..."

خلاصه در یک جمله میتوان به اصلی که همواره فیلسوفان بدان اعتقاد داشته اند در این قسمت از بحث اشاره و باب این بخش را بست که : موجودی که از قوه به فعل در آید و به " فعلیت " برسد ؛ برگشتن به حالت قوه امری محال است.... مع الوصف این موضوع از دلایل انکار و مخالفت با موضوع تناسخ بشمار میرود.

از جمله دلائل عقلی دیگری را که در رد تناسخ دیده ام " موضوع عدم هماهنگی و شباهت دو روح مانند هم میباشد درست همانند عدم همانندی و یکسانی دو جسم" و همچنین تطبیق و هماهنگی هر روح و نسبت بسیار نزدیکی که هر روح با جسم خویش دارد، میباشد. اضافه بر آن بدلیل تکامل روح در یک بدن منکرین تناسخ این سوال را مطرح میکنند که چگونه ممکن است که روح مثلا یک انسان 80 ساله که بدنش از بین رفته در جسم یک کودک تازه متولد شده حلول کند و از نقطه صفر شروع کند . اولا این که تکامل روحی نیست و دیگر آنکه آیا این کودکی که روح دیگری در او حلول کرده آیا همان رفتار خام کودکانه را خواهد داشت یا نه از مرحله 80 سالگی به بعد شروع میکند؟!!

در زمینه دلائل عقلی هم روایات متعددی در این باره بصورت مستقیم و غیر مستقیم نقل شده و قابل استناد میباشد از

جمله آنها روایتی از حضرت امام رضا (ع ) نقل شده است که معتقد به تناسخ را در کافر میداند.

این روایت از کتاب " عیون اخبار الرضا " نوشته شیخ صدوق نقل شده است .امام در پاسخ مامون که از موضوع تناسخ از ایشان پرسیده بود فرمود :

" من قال بالتناسخ فهو کافر بالله العظیم ؛ یکذب بالجنه و النار"


" کسی که به تناسخ اعتقاد داشته باشد به خدا ایمان نداشته و بهشت و دوزخ را انکار میکند "


از امام علی (ع) در نهج البلاغه ( خطبه 188 ) درباره مردگان مذکور است که :

لا عن قبیح یستطیعون انتقالا و لا فی حسن یستطیعون ازدیادا


" آنها نه میتوانند کارهای بد خود را دیگر جبران کنند و نه توانایی دارند چیزی بر حسنات خود بیفزایند. "


اما در زمینه استنادات قرآنی که برای رد نظریه تناسخ بدان استشهاد می نمایند میتوان به آیات زیر اشاره کرد :

سوره بقره آیه 28 :

کیف تکفرون بالله و کنتم امواتا فاحیاکم ثم یمیتکم ثم یحیکم ثم الیه ترجعون


" چگونه بخدا ایمان نمی آورید با اینکه شما مرده و بیجان بودید و خداوند شما را زنده کرد سپس شما را میمیراند و بعد زنده میکند و بعد از آن بسوی او باز میگردید."

سوره مبارکه مومنون آیه 99 و 100 :

حتی اذا جآء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت کلا انها کلمه هو قائلها


" ( آنان همچنان به راه غلط خود ادامه میدهند ) تا زمانی که مرگ یکی از آنها فرا رسد ، میگوید : پروردگارا ! مرا بازگردانید ؛ شاید در آنچه ترک کردم عمل صالحی انجام دهم ( ولی باو میگویند ) چنین نیست!این سخنی است که او بزبان میگوید ."


سوره حج آیه 66 :

و هوالذی احیاکم ثم یمیتکم ثم یحیکم ان الانسان لکفور


" و او کسی است که شما را زنده کرد سپس می میراند و باز هم زنده میکند . ولی این انسان بسیار ناسپاس است"


سوره روم آیه 40 :

الله الذی خلقکم ثم رزقکم ثم یمیتکم ثم یحیکم


" الله همان کسی است که شما را آفرید بعد روزی داد بعد از آن میمیراند سپس زنده میگرداند"


سوره غافر آیه 11 :

قالوا ربنا امتنا اثنتین و احیینا اثنتین فاعترفنا بذنوبنا فهل الی خروج من سبیل


" گویند : پروردگارا ما را دوباره میراندی و دوباره زنده کردی اکنون به گناهان خود اعتراف میکنیم آیا راهی برای خارج شدن وجود دارد؟"

..

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 17:25

« خ »


ساری,گاه نوشته های محمود زارع خبّازی نیشابوری ( قرن سوم و چهارم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خسروانی, ابوطاطر طیب ( قرن چهارم و پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خیّام, حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم نیشابوری ( قرن پنجم و ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خاقانی شروانی, افضل الدین ابوبدیل ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خسروی بخارائی ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خواجو کرمانی, کمال الدین ابوالعطاء محمود ( قرن هفتم و هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خسرو دهلوی, امیر خسرو ابن امیر محمود ( قرن هفتم و هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خاوری شیرازی ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خرم شیرازی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خرسندی کازرونی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خاقان - باباخان, برادرزاده آغا محمدخان (فتحعلیشاه). ( قرن سیزدهم )

« د »


ساری,گاه نوشته های محمود زارع دقیقی بلخی, ابومنصور محمدبن احمد ( قرن چهارم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع داعی شیرازی, سید نظام الدین محمود ( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع درد, خواجه میر درد دهلوی ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع داعی دزفولی, سید عبدالله ( قرن دوازدهم و سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع دبیر تفرشی, عنایت الله خلف میرزا هدایت تفرشی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع دهقان سامانی, سیف الشعراء ( قرن چهاردهم )

« ذ »


ساری,گاه نوشته های محمود زارع ذبیح, اسماعیل ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ذرّه, شیرازی ( قرن سیزدهم )

« ر »


ساری,گاه نوشته های محمود زارع رابعه, بنت کعب قزداری ( قرن چهارم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رودکی, سمرقندی ابوعبدالله جعفربن محمد ( قرن چهارم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رضی الدین نیشابوری ( قرن پنجم و ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رشیدالدین وطواط ( قرن پنجم و ششم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رفیع لنبانی اصفهانی ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رازی شوشتری ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رحیم, عبدالرحیم خان ترکمان ( قرن دهم و یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رضی الدین, ارتیمانی سید محمد ( قرن یازدهم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع راهب اصفهانی ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رونق هندوستانی, غلام محی الدین ( قرن دوازده و سیزده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رسوا هندوستانی ( قرن سیزده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ریاض همدانی, میرزا جعفر ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع راز شیرازی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رشحه, دختر هاتف اصفهانی ( قرن سیزده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رفیق اصفهانی ( قرن سیزدهم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع راغب شیرازی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع راجی تبریزی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رنجی تهرانی, هادی پیشرفت ( قرن چهاردهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رفعت سمنانی, حاج محمد صادق ( قرن چهاردهم )

« ز »


ساری,گاه نوشته های محمود زارع زینبی, علوی ( قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع زلالی خوانساری, حکیم زلالی ملک الشعراء ( قرن دهم و یازدهم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع زرگر اصفهانی, میرزا محمد حسن ( قرن سیزدهم )

« س »


ساری,گاه نوشته های محمود زارع سنائی غزنوی, حکیم ابوالمجد مجدود بن آدم ( قرن پنجم و ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سوزنی سمرقندی, شمس الدین محمد ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سراجی بلخی, معین الدین ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سمائی مروزی, حکیم محمود بن علی ( قرن ششم و هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سیف اسفرنگ, سیف اعرج ( قرن ششم و هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سعدی شیرازی, شیخ مشرف الدین مصلح بن عبدالله ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سیف الدین محمد فرغانی ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سلمان ساوجی, خواجه جمال الدین محمد ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سعدالدین, تفتازانی مسعودبن عمر ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سحابی استرآبادی ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سلطان سلیم, ابن سلطان بایزید رومی ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سخالاری, میرزا زاهدعلی ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ساغر شیرازی, شیخ محمد خزاعی ( قرن سیزدهم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سحاب اصفهانی, فرزند هاتف ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سروش اصفهانی, میرزا محمدعلی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سیف الدین, فرزند فتحعلیشاه ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سرخوش تفرشی, میرزا یحیی خان ( قرن سیزدهم و چهاردهم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سرمد, سید صادق ( قرن سیزده و چهاردهم )

« ش »


ساری,گاه نوشته های محمود زارع شهید بلخی, ابوالحسن ( قرن چهارم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شمس المعالی, قابوس بن وشمگیربن زیار دیلمی ( قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شهاب الدین مقتول ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شرف الدین شفروه اصفهانی ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شمس مغربی, شیخ محمد ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شرف عراقی ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شمس الدین, احمد افلاکی ( قرن هشتم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شرف الدین علی یزدی ( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شاهی سبزواری, آقا ملک امیرشاهی ( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شاه بدخشی ( قرن نهم )


ساری,گاه نوشته های محمود زارع شرف قزوینی ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شاملو, حسن خان ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شوکت شیرازی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شیدا اصفهانی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شاه جهان بیگم هندوستانی ( قرن سیزدهم )ساری,گاه نوشته های محمود زارعشیبانی کاشانی, ابونصر فتح الله ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعشهید هندوستانی, مولوی غلام ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعشوریده شیرازی, محمدتقی فصیح الملک ( قرن سیزدهم و چهاردهم )

ادامه دارد ...

... مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (الف تا ح)
... مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (خ تا ش)




به تلگرام ما بپیوندید

مطالب مرتبط :
... حافظ و رندی خواجه و ... (02)
... قراء سبعه و حافظ و... (01)
... تفسیر کفــر و ایمـان
... صباحت روی یا حسن خوی
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... مومنین مشرک !


مطالب اخیر وبلاگ :


مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (الف تا ح)
چشم برزخی !
عبادت فردی یا اجتماعی؟
امبدبخش ترین آیه برای محمود
حال خونین دلی سترگ ...
تفسیر به رأی چیست؟
حجت الاسلام زائری و ترجیح جالب !
در دشمنی هم مردانگی کن و عدالت
انواع و اقسام تفسیر به رای
حقیقت در چیست ؟!
تفسیر دین و معرفت برون یا درون دینی
رزق و روزی مقدّر است
شرافتمند کیست ؟!
تحذیر از صدر مجلس
واعظان بی عمل
مولا علی (ع) مستغرق در حق
کسانیکه دست بسته نماز میخوانند
سال كبیسه و حقوق کارمندان !
تفاوت ایران و اسراییل در یک نگاه !
محصول یکساعت تفکّر
اولین چیزها و چیزهای اول
عواقب جبران ناپذیر بستن درِِِخانۀ عترت
کمک به فقراء و بوسیدن دست امدادگر
کاخ عبرت قصر کوفه
صهیونیسم در نظر امام موسی صدر
معیار دینی بودن یك مطلب
عنبر, غذای هضم نشده نهنگ عنبر
طول عمر حیوانات
نسبت سن اسب با دندانش
جشن دوره ای ملخ ها یا هجوم وحشتناک
وزغ ها و تنفس بدون ریه
مقدمات علم مساحت
جذبه عشق
مقیاس اوزان و مسافات مختلف
آینده جهان از نظر اسلام
تفسیری از آیه تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ از نگاه امام موسی صدر
مقایسه دنیا و بول
باز کن فالی و آیات غزل را بنگر
قدر قدر ( نگاهی به سوره مبارکه قدر )
شب قدر در نظر امام موسی صدر
ماجرای تولد حضرت خضر و ذوالقرنین
ملخ, جانوری شبیه ده حیوان
از خزانه خاطر تا خزانه بیت المال
مناظره صالح امامیّه با مولوی عامّه
کشکول تامّل! (14) عقل و راز جاودانگی
درک معیار تعبیر و تاویل خواب
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (10)
کشکول تامّل! (13) هدایت انبیاء
رویا و حل معمّا
امکان یا عدم امکان تفسیر ثابت از متون مقدس

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 17:25

مر این قصه را پارسی کرده اند
بدو در معانی بگسترده اند
یکی بوالموید که از بلخ بود
بدانش همی خویشتن را ستود


ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابوالحسن خرقانی ( قرن چهارم ) شیخ و پیر طریقتساری,گاه نوشته های محمود زارع ابوالفتح بستی , نظام الدین عمید. ( قرن چهارم )ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابو طیب مصعبی , ابو طیب محمد بن حاتم المصعبی. ( قرن چهارم )ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابوسعید ابوالخیر , فضل الدین ابی الخیر محمد. ( قرن چهارم و پنجم)ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابوعلی سینا , شیخ الرئیس ابوعلی حسین بن عبدالله سینا بلخی. ( قرن چهارم و پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابو شکور بلخی. (قرن چهارم و پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اسدی طوسی , ابونصر علی بن احمد طوسی. (قرن چهارم و پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابوریحان بیررونی , محمد بن احمد بیرونی . (قرن چهارم و پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ازرقی هروی, ابوبکر زین الدین بن اسماعیل وراق هروی. (قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابوالفرج بن مسعود رونی. (قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ادیب صابر, شهاب الدین شرف الادباء صابر بن اسماعیل ترمذی.(قرن پنجم و ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع انوری, اوحدالدین محمد بن محمد یا اوحدالدین علی بن اسحاق انوری ابیوردی.(قرن ششم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع احمد جام, ژنده پیل. (قرن ششم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اثیرالدین اخسیکتی. (قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابوالعلاء گنجوی, استاد و پدرزن خاقانی شروانی.(قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اوحدی کرمانی, اوحدالدین حامدبن ابی الفخر.(قرن ششم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابونصر, احمدبن ابراهیم طالقانی.(قرن ششم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع امامی هروی, رضی الدین عبدالله بن محمد.(قرن هفتم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابونصر فراهی, در قراء سیستان بدنیا آمد و با آنکه کور مادرزاد بود در شعر و حدیث و لغت مهارتی تام داشت. کتاب " نصاب الصبیان " اثر اوست و جامع الصغیر محمدبن حسن شیبانی را نیز بنظم کشیده است.(قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع افضل الدین کاشانی, حکیم افضل الدین محمد.(قرن هفتم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابن یمین, امیر محمودبن امیر یمین الدین فریومدی.(قرن هفتم و هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع امیر کرمانی, معاصر خواجو. (قرن هفتم و هشتم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اوحدی, رکن الدین اوحدی مراغه ای ( اصفهانی ). (قرن هفتم و هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع امین بلیانی, شیخ امین الدین محمد. (قرن هشتم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اسحاق شیرازی. (قرن هشتم و نهم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع امیدی تهرانی, ارجاسب مسعودبن خواجه علی.(قرن نهم و دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اسیری شیرازی, میرغازی. (قرن نهم و دهم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اسیری لاهیجی, شمس الدین محمد.(قرن نهم و دهم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اهلی شیرازی, مولانا شیخ محمد اهلی. ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اهلی ترشیزی. ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع امیر صنعی . ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ادائی شیرازی . ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابدال اصفهانی . ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع انیسی شاملو . ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع آصفی هروی. ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اشراق اصفهانی , میر محمد باقر مشهور به میرداماد.( قرن دهم و یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اسیر اصفهانی . ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع آذر بیکدلی, لطف علی بیک. ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع آتش اصفهانی . ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ازل, میرزا محمد امین. ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابوالحسن شیرازی. ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ایزدی یزدی, شیخ محمد. ( قرن دوازدهم و سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اسرار, ملا هادی سبزواری. ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع افسر کرمانی. ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع اعجوبه زنجانی. ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ادیب نیشابوری, شیخ عبدالجواد.( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع آفرین لاهوری, فقیرالله.( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع امید نهاوندی, ابوالحسن خان.( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ادیب الممالک فراهانی, میرزا صادق خان متخلص به امیری.( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ادیب پیشاوری, سید احمدبن شهاب رضوی.( قرن چهاردهم )


ساری,گاه نوشته های محمود زارع بابا طاهر, همدانی ( عریان ). ( قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع برهانی, عبدالملک امیرالشعرا پدر امیر معزّی اهل نیشابور. ( قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع باخرزی, ابوالقاسم علی بن الحسن. ( قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بوعلی قلندر, سید شرف الدین. ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بدر جاجرمی. ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بسحق اطعمه, فخرالدین احمد حلاج شیرازی.( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بیانی, شهاب الدین مروارید کرمانی. ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بیرم خان, محمد ترکمان. ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعبهائی, شیخ بهاء الدین محمد العاملی. ( قرن دهم و یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع برهمن لاهوری. ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بیدل جغتایی. ( قرن یازدهم و دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بیدل لاهوری. ( قرن یازدهم و دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بسمل شیرازی, حاج اکبر. ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بیدل شیرازی. ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بهجت, پدر فرصت شیرازی. ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع بهار خراسانی, محمدتقی ملک الشعراء.( قرن سیزدهم و چهاردهم )


ساری,گاه نوشته های محمود زارع جمال الدین, محمدبن عبدالرزاق اصفهانی. ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جبلّی, عبدالواسع غرجستانی. ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جوینی, خواجه شمس الدین محمد. ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جلال عضد یزدی, سید جلال الدین بن عضدالدین. ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جلال, جعفر فراهانی. ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جهان , خاتون سبزواری. ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جامی, عبدالرحمن. ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جنید شیرازی, معین الدین ابوالقاسم. ( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جنّتی, جزی - گزی. ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جویا کشمیری. ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جانی فسائی. ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جلال, فرزند فتح علیشاه. ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع جلوه, ابوالحسن زواره یی نائینی اصفهانی. ( قرن سیزده و چهاردهم )


ساری,گاه نوشته های محمود زارع حنظله بادغیسی, حکیم حنظله. ( قرن سوم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حسن غزنوی, سید شرف الدین. ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حسن دهلوی, خواجه حسن شیخ نجم الدین. ( قرن هفتم و هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حافظ, خواجه شمس الدین محمد شیرازی. ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حسین واعظ کاشفی, مولّف انوار سهیلی,روضه الشهداء, اخلاق محسنی.( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حسین گورکان . ( قرن نهم و دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حضوری قمی . ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حزین لاهیجی, شیخ محمدعلی فرزند ابوطالب گیلانی. ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حداد قهفرخی . ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حبیب قهفرخی . ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حریف جندقی . ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حسینی قزوینی . ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حیرت, ابوالحسن میرزا شیخ الرئیس. ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حبیب اصفهانی. ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع حبیب خراسانی . ( قرن سیزدهم و چهاردهم )

ادامه دارد ...

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 15:34

در این بحث ما قصد آنرا داریم که تا به این سوال پاسخ دهیم که : آیا شما بعد از مردن باز برمیگردید؟! میخواهیم به این سوال در اینجا پاسخ بگوییم...

... تناسخ این است که روحی که مبداء شخصیت و موجودیت کسی است به بدن دیگری برود و اساس موجودیت او را تشکیل دهد...

گفته میشود که مشهورین دیگری مانند ابن سینا ؛ صدرالمتالهین و خواجه نصیر و ... در اردوگاه متفکرین شیعی غالبا تناسخ را بهمین معنی مستفاد کرده اند و همینطور ملاهادی سبزواری و لاهیجی و ...

البته در بحث بازگشت ارواح به بدن ؛ معمولا انسان را استثنا نکرده و بیشتر به بازگشت روح به کالبد انسان و یا حیوان ( توامان ) اشاره و بلکه تصریح شده است و لذا اعتقاد بر آن است که روح به بدن حیوان نیز ممکن است برود. بعنوان نمونه در اثر معروف " دائره المعرف قرن بیستم " نوشته فرید وجدی در جلد دهم آن ( صفحه 172 ) دقیقا به این معنی اشاره شده است که :


... تناسخ مذهب کسانی است که معتقدند روح پس از جدایی از بدن به بدن حیوان یا انسان دیگری می رود تا خود را تکمیل نموده شایسته زندگی در میان ارواح عالی در عالم قدس گردد...

این مباحث غالبا در حوزه بحث فلاسفه بوده و دیگر اقشار به این نظیه بدیده ابهام نگریسته و چندان احاطه و بلکه اطلاعی از این موضوع ندارند. عده ای از فلاسفه موضوع تناسخ را پر و بال بیشتری داده و حتی برای آن مراحلی را قائل شده و به بیان و تشریح

این مراحل پرداختند که نمونه آن به تقسیم بندی زیر میتوان اشاره کرد :

1. " نسخ " بمعنی آنکه روح به بدن انسان دیگری باز گردد.

2. " مسْخٔ " یعنی اینکه روح در بدن یک حیوان حلول کند.

3. " فسٌخ " موقعیستکه روح به گیاهی تعلق بگیرد.

4. " رسٌخ " موقع ی است که یک روح به یکی از جمادات تعلق پیدا کند.

و بدینسان ملاحظه میکنید که این گروه از فلاسفه دامنه بحث تناسخ را بسیار وسیع گرفته و حتی تعلق آنرا به کلیه موجودات اعم از انسان و حیوان و نباتات و جمادات ؛ تسری داده و قس علیهذا.

جغرافیای این بحث را به سرزمین هند و چین باز میگردانند و اعتقاد عمومی بر آن است که این بحث منبعث از آموزه های مکاتب موجود در سرزمین چین و علی الخصوص هندوستان بوده است.

حتی گفته شده است که یکی از دلائل مهم تکریم هندوها نسبت به حیوانات بخصوص " گاو " در همین راستاست! یعنی تصور عمومی بر این است که شاید روح یک انسانی برای مراحل تکمیل خود به بدن این حیوان " مثلا گاو" وارد شده باشد و لذا گرچه این حیوان مثلا شکل گاو را دارد اما در واقع با روح انسانی است!!

هر چند که این مقوله در شرق زاده شده است اما همه ادیان شرقی بخصوص دین مبین اسلام مسئله تناسخ را نپذیرفته و مستند به آیات قرآن کریم اکثر علمای اسلامی این مسئله را رد وانکار میکنند.

اینکه گفتیم اکثر علمای اسلامی ؛ بدین دلیل بود که اقلیتی بنام " فرقه تناسخیه " در میان مسلمانان موجود بودند که به

مسئله تناسخ اعتقاد داشته اند. این فرقه امروزه تحت این عنوان البته وجود ندارد و گویا در کتب قبلی بخصوص کتاب تاریخ ملل و نحل از این فرقه یاد شده است . اما گرچه فرقه ای بصورت سازماندهی شده تحت این نام موجود نیستند ولی هستند افراد زیادی از مسلمانان بخصوص جوانانی که تحت تاثیر تعالیم خاص باصطلاح روحی و روانی و... ( البته شاید اشراق غالبا غربی ) به این مسئله اما با شکل و صورت دیگری اعتقاد داشته و گرچه سماجتی در بیان آن ندارند اما ته دلشان به این امورات لااقل با دیده ابهام و شک می نگرند و نه انکار آن ؛ که از مسلمات مکتب اسلام میباشد!

شاید برای باز شدن چنین اعتقادی در اندیشه بشری بتوان از زوایای تاریخی و با استعانت از ابواب مختلف علمی موضوع محملی پیدا کرد.

در راستای این قسمت از بحث میتوان گفت که مثلا بودند انسانهایی که به خدا اعتقاد داشته اند اما به معاد و آخرت و روز رستاخیز اعتقادی نداشته اند و یا دست کم آنکه به ماوقع روز جزا بدیده شک و تردید نگاه میکردند. اینان البته برای مسئله ای بنام عدالت خداوند در مقابل این موضوع دچار تضادی میشدند که لامحاله برای حل آن به تناسخ روی آوردند . بدین معنی که حال که مثلا روز رستاخیزی وجود ندارد پس عدالت خداوندی حکم میکند که روح انسانهای نیکوکار برای بهره مندی از پاداش اعمال خوب خویش به بدن موجود دیگری حلول کرده و از اینجاست که این فرد میتواند سزای عمل خود را در این نشئه جدید ببیند.

بالطبع اعتقاد تکمیلی چنین باوری آن بود که روح انسانهای بدکار در کالبد موجودات پست و معلول و بالعکس ارواح نیکوکاران در قالب انسانها یا موجودات کمال یافته تر حلول کرده تا مراحل کسب پاداش یا جزا را بگذراند.

در ادامه این بحث ؛ یعنی زمینه یابی انگیزه های تاریخی ( تاریخ اندیشه بشری ) میتوان به این تضاد در موضوع تطبیق

عدالت با تبعیضاتی که بیشتر تحت عنوان شرورات عالم علی الظاهر؛ اشاره کرد که شاید از این زاویه عده ای با دیدن معلولیتها و نقائص و کاستی هایی در ظاهر افراد به این نتیجه مقایسه ای دست می یافتند که علت اصلی موجود شدن یک انسان ضعیف و معلول و در رنج و بدبختی و فلاکت به این فلسفه بر میگردد که خداوند خواسته تا افراد ظالم و گناهکار قبلی را که مرده اند بدین صورت سزا دهد و لذا با آفریدن انسانهای معلول و مفلوک و در رنج و عذاب خواسته تا انتقامی از آنها بکشد!!

البته چنین استدلالاتی که در اینجا بدین شکل ساده از سوی ما بیان میشود ؛ در شکل گیری اندیشه بشری بهمین صورت ساده خطور نکرده بلکه دارای پیچیدگیهایی بوده که ما تنها برای تسهیل در درک خوانندگان احتمالی این اثر آنرا بدین صورت ساده طرح و بررسی میکنیم . بهر حال خواستم بگویم که یکی دیگر از انگیزه های بروز چنین اعتقادی شاید به این موضوع در کنار دیگر مسائل و دلائل برگردد.

البته بنظر من دلائل روانی بروز چنین باوری میتواند از دیگر عوامل ذیمدخل در موضوع پررنگ تر و مهمتر باشد. در مسیر توجیه بعضا احساسی اغلب شکستها و ناکامیهای زندگی و واکنش در برابر آنها چنین ظنون متراکمی بصورت عقائدی بی ریشه و پررنگ شده سر برآورده و در سیر تاریخی تحول و تطور اندیشه در مواجهه با اشخاص و دیدگاههای متفاوت رنگ و لعابهای متلونی بخود میگرد و انواع و اقسام پسوند و پیشوند و شرح و تفسیر و .. می یابد و ای بسا دستمایه اذهان آلوده ای هم در برابر خالی کردن عقده های دیرین قرار گیرد.

نقش جریانات غیر مغرض هم با دخالت قوه تخیلشان در کنار اذهان کمتر توسعه یافته را نمیتوان در بروز و ظهور چنین باوری

نادیده گرفت.

تسکین و آرامش روانی هم برای انسانها همواره از دغدغه های اصلی و مهم زندگی شان بوده است تمسک به باورهای بی ریشه نیز که در ادبیات انسانی به خرافات و ... تعبیر شده است را از دیگر روزنه های روانی گسترش چنین تفکری باید دانست.

در تاریخ ادبیات و داستانها و رمانهای بشری بوضوح میتوان از رگ و ریشه های چنین دیالوگهایی که نشآت گرفته از قوه وهم و خیال معمولا باطل و سطحی ؛ نشان گرفت .

آرزوهای تقریبا محال و دست نیافتنی در اندیشه بشری در قالب شعر و داستان و با وسیله سحر آمیزی بنام هنر دست یافتنی میشود. نقاش هنر مندی که نمیتواند در دنیای طبیعی آبی را قرمز رنگ در رودخانه های این جهانی به تماشا بنشیند با دستان هنرمند خویش و با بهره گیری از قوه تخیل خویش به این آرزوی محال دست می یابد و شاعری که در اندیشه وصال محبوب بی همتا و پریوش خویش که در تصور تنها میتوان در چهره حور و غلمانهای وعده داده شده در آن جهان به نظاره نشست ؛ بسهولت ابیاتی را می سراید که در آن از وصال محبوب بعد از مرگ در همین دنیا همچو روحی در کالبدی دیگر و حتی در کالبد سگی عوعو کنان بعنوان پاسبان کوی یار باز میگردد.

در انکار عقلی و نقلی این موضوع ( تناسخ ) جد و جهدهای زیادی نشده است . بیشتر علمای مسلمان بدلیل مسلم قرآنی بیشتر به دلایل نقلی روی آوردند و البته فیلسوفانی در دنیای اسلام و همچنین علمای فیلسوف مسلمان و شیعه در بخشهایی از مباحث نظری خویش به این مسئله پرداخته اند. بعنوان نمونه ملا صدرا در کتاب اسفار خود در باب تناسخ بحث کرده که ما در نقل خلاصه ای از بحث وی در جای خویش خواهیم پرداخت.

موضوع تکامل و اصل تکامل حیات موجودات بعنوان یکی از دلائل عقلی مخالفین تناسخ همواره مطرح بوده است. آنها معتقدند که موجودات هستی همواره در طول زمان سیر تحول و تکامل خویش را می پیمایند و برگشت به گذشته و یا رجوع به مرحله ما قبل خویش امری محال است . شرح و بسط این موضوع در حوصله این مقال نیست.
همانگونه که صدرا ذکر شد ملا صدرا در اسفار خویش در این باره میگوید ( نقل بمضمون و خلاصه نظر وی ) :

"... روح در آغاز پیدایش خود استعداد و قوه محض است و در هیچ قسمت به مرحله فعلیت نرسیده است؛ همانطور که بدن

نیز در آغاز چنین میباشد، یعنی همه چیز او در مرحله استعداد نهفته است.

اگر پذیرفتیم که جسم بعد از فعلیت ؛ محال است که به وضعیت استعداد و قوه برگردد روح نیز نمیتواند بعد از فعلیت خویش به حالت استعداد یا قوه برگردد.

ملا صدرا در واقع حرکت روح و جسم را از مرحله قوه به فعل حرکت جوهری می نامد که این حرکت در ذات آنها صورت می بندد و لذا بازگشت در حرکت جوهری ممکن نمیباشد.

برگشت روح بفعلیت رسیده در بدنی که در مرحله استعداد است در واقع یعنی امر محال اتحاد در متضاد!..."

خلاصه در یک جمله میتوان به اصلی که همواره فیلسوفان بدان اعتقاد داشته اند در این قسمت از بحث اشاره و باب این بخش را بست که : موجودی که از قوه به فعل در آید و به " فعلیت " برسد ؛ برگشتن به حالت قوه امری محال است.... مع الوصف این موضوع از دلایل انکار و مخالفت با موضوع تناسخ بشمار میرود.

از جمله دلائل عقلی دیگری را که در رد تناسخ دیده ام " موضوع عدم هماهنگی و شباهت دو روح مانند هم میباشد درست همانند عدم همانندی و یکسانی دو جسم" و همچنین تطبیق و هماهنگی هر روح و نسبت بسیار نزدیکی که هر روح با جسم خویش دارد، میباشد. اضافه بر آن بدلیل تکامل روح در یک بدن منکرین تناسخ این سوال را مطرح میکنند که چگونه ممکن است که روح مثلا یک انسان 80 ساله که بدنش از بین رفته در جسم یک کودک تازه متولد شده حلول کند و از نقطه صفر شروع کند . اولا این که تکامل روحی نیست و دیگر آنکه آیا این کودکی که روح دیگری در او حلول کرده آیا همان رفتار خام کودکانه را خواهد داشت یا نه از مرحله 80 سالگی به بعد شروع میکند؟!!

در زمینه دلائل عقلی هم روایات متعددی در این باره بصورت مستقیم و غیر مستقیم نقل شده و قابل استناد میباشد از

جمله آنها روایتی از حضرت امام رضا (ع ) نقل شده است که معتقد به تناسخ را در کافر میداند.

این روایت از کتاب " عیون اخبار الرضا " نوشته شیخ صدوق نقل شده است .امام در پاسخ مامون که از موضوع تناسخ از ایشان پرسیده بود فرمود :

" من قال بالتناسخ فهو کافر بالله العظیم ؛ یکذب بالجنه و النار"


" کسی که به تناسخ اعتقاد داشته باشد به خدا ایمان نداشته و بهشت و دوزخ را انکار میکند "


از امام علی (ع) در نهج البلاغه ( خطبه 188 ) درباره مردگان مذکور است که :

لا عن قبیح یستطیعون انتقالا و لا فی حسن یستطیعون ازدیادا


" آنها نه میتوانند کارهای بد خود را دیگر جبران کنند و نه توانایی دارند چیزی بر حسنات خود بیفزایند. "


اما در زمینه استنادات قرآنی که برای رد نظریه تناسخ بدان استشهاد می نمایند میتوان به آیات زیر اشاره کرد :

سوره بقره آیه 28 :

کیف تکفرون بالله و کنتم امواتا فاحیاکم ثم یمیتکم ثم یحیکم ثم الیه ترجعون


" چگونه بخدا ایمان نمی آورید با اینکه شما مرده و بیجان بودید و خداوند شما را زنده کرد سپس شما را میمیراند و بعد زنده میکند و بعد از آن بسوی او باز میگردید."

سوره مبارکه مومنون آیه 99 و 100 :

حتی اذا جآء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت کلا انها کلمه هو قائلها


" ( آنان همچنان به راه غلط خود ادامه میدهند ) تا زمانی که مرگ یکی از آنها فرا رسد ، میگوید : پروردگارا ! مرا بازگردانید ؛ شاید در آنچه ترک کردم عمل صالحی انجام دهم ( ولی باو میگویند ) چنین نیست!این سخنی است که او بزبان میگوید ."


سوره حج آیه 66 :

و هوالذی احیاکم ثم یمیتکم ثم یحیکم ان الانسان لکفور


" و او کسی است که شما را زنده کرد سپس می میراند و باز هم زنده میکند . ولی این انسان بسیار ناسپاس است"


سوره روم آیه 40 :

الله الذی خلقکم ثم رزقکم ثم یمیتکم ثم یحیکم


" الله همان کسی است که شما را آفرید بعد روزی داد بعد از آن میمیراند سپس زنده میگرداند"


سوره غافر آیه 11 :

قالوا ربنا امتنا اثنتین و احیینا اثنتین فاعترفنا بذنوبنا فهل الی خروج من سبیل


" گویند : پروردگارا ما را دوباره میراندی و دوباره زنده کردی اکنون به گناهان خود اعتراف میکنیم آیا راهی برای خارج شدن وجود دارد؟"

..

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 15:34

« خ »


ساری,گاه نوشته های محمود زارع خبّازی نیشابوری ( قرن سوم و چهارم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خسروانی, ابوطاطر طیب ( قرن چهارم و پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خیّام, حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم نیشابوری ( قرن پنجم و ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خاقانی شروانی, افضل الدین ابوبدیل ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خسروی بخارائی ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خواجو کرمانی, کمال الدین ابوالعطاء محمود ( قرن هفتم و هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خسرو دهلوی, امیر خسرو ابن امیر محمود ( قرن هفتم و هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خاوری شیرازی ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خرم شیرازی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خرسندی کازرونی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع خاقان - باباخان, برادرزاده آغا محمدخان (فتحعلیشاه). ( قرن سیزدهم )

« د »


ساری,گاه نوشته های محمود زارع دقیقی بلخی, ابومنصور محمدبن احمد ( قرن چهارم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع داعی شیرازی, سید نظام الدین محمود ( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع درد, خواجه میر درد دهلوی ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع داعی دزفولی, سید عبدالله ( قرن دوازدهم و سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع دبیر تفرشی, عنایت الله خلف میرزا هدایت تفرشی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع دهقان سامانی, سیف الشعراء ( قرن چهاردهم )

« ذ »


ساری,گاه نوشته های محمود زارع ذبیح, اسماعیل ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ذرّه, شیرازی ( قرن سیزدهم )

« ر »


ساری,گاه نوشته های محمود زارع رابعه, بنت کعب قزداری ( قرن چهارم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رودکی, سمرقندی ابوعبدالله جعفربن محمد ( قرن چهارم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رضی الدین نیشابوری ( قرن پنجم و ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رشیدالدین وطواط ( قرن پنجم و ششم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رفیع لنبانی اصفهانی ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رازی شوشتری ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رحیم, عبدالرحیم خان ترکمان ( قرن دهم و یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رضی الدین, ارتیمانی سید محمد ( قرن یازدهم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع راهب اصفهانی ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رونق هندوستانی, غلام محی الدین ( قرن دوازده و سیزده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رسوا هندوستانی ( قرن سیزده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ریاض همدانی, میرزا جعفر ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع راز شیرازی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رشحه, دختر هاتف اصفهانی ( قرن سیزده )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رفیق اصفهانی ( قرن سیزدهم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع راغب شیرازی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع راجی تبریزی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رنجی تهرانی, هادی پیشرفت ( قرن چهاردهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع رفعت سمنانی, حاج محمد صادق ( قرن چهاردهم )

« ز »


ساری,گاه نوشته های محمود زارع زینبی, علوی ( قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع زلالی خوانساری, حکیم زلالی ملک الشعراء ( قرن دهم و یازدهم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع زرگر اصفهانی, میرزا محمد حسن ( قرن سیزدهم )

« س »


ساری,گاه نوشته های محمود زارع سنائی غزنوی, حکیم ابوالمجد مجدود بن آدم ( قرن پنجم و ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سوزنی سمرقندی, شمس الدین محمد ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سراجی بلخی, معین الدین ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سمائی مروزی, حکیم محمود بن علی ( قرن ششم و هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سیف اسفرنگ, سیف اعرج ( قرن ششم و هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سعدی شیرازی, شیخ مشرف الدین مصلح بن عبدالله ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سیف الدین محمد فرغانی ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سلمان ساوجی, خواجه جمال الدین محمد ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سعدالدین, تفتازانی مسعودبن عمر ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سحابی استرآبادی ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سلطان سلیم, ابن سلطان بایزید رومی ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سخالاری, میرزا زاهدعلی ( قرن دوازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع ساغر شیرازی, شیخ محمد خزاعی ( قرن سیزدهم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سحاب اصفهانی, فرزند هاتف ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سروش اصفهانی, میرزا محمدعلی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سیف الدین, فرزند فتحعلیشاه ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سرخوش تفرشی, میرزا یحیی خان ( قرن سیزدهم و چهاردهم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع سرمد, سید صادق ( قرن سیزده و چهاردهم )

« ش »


ساری,گاه نوشته های محمود زارع شهید بلخی, ابوالحسن ( قرن چهارم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شمس المعالی, قابوس بن وشمگیربن زیار دیلمی ( قرن پنجم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شهاب الدین مقتول ( قرن ششم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شرف الدین شفروه اصفهانی ( قرن هفتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شمس مغربی, شیخ محمد ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شرف عراقی ( قرن هشتم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شمس الدین, احمد افلاکی ( قرن هشتم)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شرف الدین علی یزدی ( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شاهی سبزواری, آقا ملک امیرشاهی ( قرن نهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شاه بدخشی ( قرن نهم )


ساری,گاه نوشته های محمود زارع شرف قزوینی ( قرن دهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شاملو, حسن خان ( قرن یازدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شوکت شیرازی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شیدا اصفهانی ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع شاه جهان بیگم هندوستانی ( قرن سیزدهم )ساری,گاه نوشته های محمود زارعشیبانی کاشانی, ابونصر فتح الله ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعشهید هندوستانی, مولوی غلام ( قرن سیزدهم )

ساری,گاه نوشته های محمود زارعشوریده شیرازی, محمدتقی فصیح الملک ( قرن سیزدهم و چهاردهم )

ادامه دارد ...

... مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (الف تا ح)
... مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (خ تا ش)




به تلگرام ما بپیوندید

مطالب مرتبط :
... حافظ و رندی خواجه و ... (02)
... قراء سبعه و حافظ و... (01)
... تفسیر کفــر و ایمـان
... صباحت روی یا حسن خوی
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... مومنین مشرک !


مطالب اخیر وبلاگ :


مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (الف تا ح)
چشم برزخی !
عبادت فردی یا اجتماعی؟
امبدبخش ترین آیه برای محمود
حال خونین دلی سترگ ...
تفسیر به رأی چیست؟
حجت الاسلام زائری و ترجیح جالب !
در دشمنی هم مردانگی کن و عدالت
انواع و اقسام تفسیر به رای
حقیقت در چیست ؟!
تفسیر دین و معرفت برون یا درون دینی
رزق و روزی مقدّر است
شرافتمند کیست ؟!
تحذیر از صدر مجلس
واعظان بی عمل
مولا علی (ع) مستغرق در حق
کسانیکه دست بسته نماز میخوانند
سال كبیسه و حقوق کارمندان !
تفاوت ایران و اسراییل در یک نگاه !
محصول یکساعت تفکّر
اولین چیزها و چیزهای اول
عواقب جبران ناپذیر بستن درِِِخانۀ عترت
کمک به فقراء و بوسیدن دست امدادگر
کاخ عبرت قصر کوفه
صهیونیسم در نظر امام موسی صدر
معیار دینی بودن یك مطلب
عنبر, غذای هضم نشده نهنگ عنبر
طول عمر حیوانات
نسبت سن اسب با دندانش
جشن دوره ای ملخ ها یا هجوم وحشتناک
وزغ ها و تنفس بدون ریه
مقدمات علم مساحت
جذبه عشق
مقیاس اوزان و مسافات مختلف
آینده جهان از نظر اسلام
تفسیری از آیه تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ از نگاه امام موسی صدر
مقایسه دنیا و بول
باز کن فالی و آیات غزل را بنگر
قدر قدر ( نگاهی به سوره مبارکه قدر )
شب قدر در نظر امام موسی صدر
ماجرای تولد حضرت خضر و ذوالقرنین
ملخ, جانوری شبیه ده حیوان
از خزانه خاطر تا خزانه بیت المال
مناظره صالح امامیّه با مولوی عامّه
کشکول تامّل! (14) عقل و راز جاودانگی
درک معیار تعبیر و تاویل خواب
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (10)
کشکول تامّل! (13) هدایت انبیاء
رویا و حل معمّا
امکان یا عدم امکان تفسیر ثابت از متون مقدس

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 15:34

بسم الله الرحمن الرحیم

قُل لِّمَن مَّا فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَیَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ لاَ رَیْبَ فِیهِ الَّذِینَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ
بگو آنچه در آسمانها و زمین است از آن كیست بگو از آن خداست كه رحمت را بر خویشتن واجب گردانیده است یقینا شما را در روز قیامت كه در آن هیچ شكى نیست گرد خواهد آورد خودباختگان كسانى اند كه ایمان نمى آورند. سوره الأنعام
﴿۱۲﴾

10 / 09 / 1391

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 7:15

برای مثال اگر انسان مشغول خدمتی است كه جامعه را به راهی صحیح هدایت می كند و دلهای زیادی را به دین و خدا نزدیك می كند، البته اثر این كار بسیار بیشتر است؛ امّا اگر كسی با نماز یا روزه مستحبی از چنین خدماتی محروم می شود، باید كار اجتماعی را انتخاب كند كه اثر بیشتری دارد.

كارهای اجتماعی در صورتی كه دینی باشد و دلهای مردم را به نظامی الهی دعوت كند، بر مستحبات فردی ارجح است.
(منبع)

برای ادای بهتر عبادات چه باید كرد؟
جواب :
از امام صادق(علیهالسلام) رسیده است: « ما ضَعُفَ بَدنٌ عمّا قویَتْ عَلیهِ النّیّةُ »[1]؛ با اراده قوی، بدن هرگز گرفتار ضعف نمی شود.
از بین تن و جان، اصالت از آن جان است و بدن نمی تواند به صورت مستقیم فتوا بدهد و بگوید: من نمی توانم این كار را انجام بدهم. وقتی نیّت در مورد امری قطعی و قوی باشد، بدن نیز همراهی می كند.

بدن ما مركوب خوبی است و ما نباید این مركوب و ابزار را از دست بدهیم و كاری كه به این بدن آسیب می رساند، انجام بدهیم؛ از این رو، در روایات آمده است: اگر وضو برای بدن ضرر دارد، تیمم كنید[2] یا اگر روزه ماه مبارك رمضان برای بدن مضر است، در وقتی دیگر قضای آن را به جا آورید.[3]

انسان حقّ ندارد به بدن خود ظلم كند و موجب هلاكت آن شود. بدن اسیر روح است، پس باید با پرهیز از افراط و تفریط، و اراده قوی بیشترین بهره را از آن ببریم. اگر بدن از پا افتاد، دیگر به درد كسی نمی خورد، پس یكی از بهترین كارها این است كه به فكر سلامت بدن خود باشیم.

[1] ـ وسائل الشیعه، ج 1، ص 53.
[2] ـ بحار الانوار، ج 78، ص 160.
[3] ـ من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 148 ـ 147.
(منبع)

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 7:15

كس ندانست كه منزلگه و مقصود كجاست
آن قدر هست كه بانگ جرسی می آید

بعضی می گویند كه صاحبدلان می توانند آتشِ دهان شخص غیبت كننده را ببینند؛ آیا این مسئله با ستّار العیوب بودن حضرت حقّ منافات ندارد؟
جواب :
خداوندِ ستّار العیوب، بر اساس حكمت خود، می داند كه كجا ستّار باشد و كجا ستّار نباشد. اگر كسی ستّار عیوب دیگران باشد و در عین حال مخفیانه مرتكب گناهی شود، خدا اسرار او را فاش نخواهد كرد تا آنجا كه حتی در قیامت هم كسی از اعمال او با خبر نمی شود، پس عملكرد خود شخص در این مسئله بسیار مهم است. اگر كسی پرده دیگران را ندرد و آشكارا به گناه دست نیازد، خدا هم پرده اش را نمی درد.

بنابراین، كسی كه با قلم، بیان و اندیشه های ناصواب خود، آبروی دین خدا و مردم را می برد، دیگر شایسته نیست كه خدا آبروی او را حفظ كند. در این موقعیت، خدای سبحان به صاحبدلان اجازه می دهد كه حقیقت اعمال او را ببینند و حتی ممكن است كه در قیامت هم در مقابل دیگران رسوا شود.
(منبع)

راه رسیدن به كشف و شهود چیست؟
جواب :
قرآن كریم كشف و شهود را این گونه ترسیم فرمود: ﴿ كلاّ لَو تعلمون عِلمَ الیقینِ ٭ لترونّ الجحیم ﴾.[1] اگر معارف دین را با برهان و یقین بشناسید و به آن عمل كنید، هم اكنون در همین دنیا جهنم را می بینید؛ در غیر این صورت، پس از مرگ كافران هم می توانند جهنم را ببینند: ﴿ ربّنا اَبْصرنا وَ سَمِعنا ﴾.[2]

افرادی چون حارثة بن مالك كه مرحوم كلینی در اصول كافی[3] قصه آن را نقل كرده است، در محضر رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم می گفتند: گویا عرش و بهشت، و دوزخ و اهل آنها را می بینیم. اگر به آنچه از حلال و حرام می شناسیم، واقعاً عمل كنیم و چشم، گوش، دست، پا و... را تطهیر كنیم و علم همراه با عمل صالح داشته باشیم، به چنین مرتبتی نایل می شویم؛ خلاصه اینكه راه رسیدن به كشف و شهود، بندگی خداست.

[1] ـ سوره تكاثر، آیات 6 ـ 5.
[2] ـ سوره سجده، آیه 12.
[3] ـ الكافی، ج 2، ص 54.
(منبع)

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 7:15

تفسیر هر كلامی اعم از دینی یا غیر دینی و كلام دینی اعم از قرآنی یا روایی باید روشمند باشد تا بتوان آن را به متكلم آن كلام اسناد داد.
كلام هیچ متكلمی را نمیتوان به رأی خود تفسیر و سپس آن را به متكلمش اسناد داد و در این جهت نیز فرقی بین كلام دینی با غیر دینی نیست؛ گرچه تفسیر به رأی متون دینی با خطر عقوبت الهی همراه است.

تفسیر به رأی یا بر اثر "جهل" در مقابل علم و آگاهی است یا بر اثر "جهالت" در قبال عقل و وارستگی؛ كه یكی به نقص عقل نظری بر میگردد و دیگری به ضَعْف عقل عملی.

هر آیهای كه بر خلاف قواعد علمی " یعلّمهم الكتاب والحكمة " و بر خلاف فضایل نفسانی "یزكّیهم"(١) تفسیر شود، تفسیر آن به رأی است و در این جهت فرقی بین آیات دعوت عام و آیات احكام و معارف خاص نیست؛ یعنی چیزی كه صریح و نصّ و ضروری است نیازی به تفسیر ندارد، خواه از سنخ دعوت عام و هدایت همگانی باشد و خواه ناظر به بیان احكام فقهی و مانند آن و چیزی كه ضروری نبوده بلكه نظری است و صریح نبوده، بلكه آمیخته با مورد سؤال و تأمّل است، به تفسیر نیاز دارد و در این باره تفسیر به رأی صحیح نیست.

پس {منظور} از تفسیر قرآن به رأی این است كه با معیارهای مفاهمه عرب مطابق نباشد و نیز موافق با اصول و علوم متعارفه عقلی نباشد و همچنین مطابق با خطوط كلی خود قرآن نباشد و...؛ اما تفسیر درایی مصونِ از آفتهای یاد شده رواست.

شاهد اختصاصِ مزبور، محفوف بودن نصوصِ ناهیِ از تفسیر به رأی به قرائن متعدد است؛ زیرا در بعضی از آنها چنین آمده است:
" من فسّر القرآن برأیه فقد افتری علی الله الكذب ومَن أفتی بغیر علم لعنته ملائكة السماء والأرض. كل بدعة ضلالة وكل ضلالة سبیلها إلی النار"(٢).
در این حدیث، تفسیر به رأی در كنار اِفتای بدون علم قرار گرفته، هر دو از مصادیق بدعت تلقّی شده است.

معلوم است كه مراد از فتوای بدون علم همان افتای به رأی است وگرنه، مجتهد جامع شرایط افتا گرچه رأی خود را اظهار میدارد، لیكن آن رأی عالمانه هرگز مصداق افتای بدون علم نیست. در تفسیر به رأی نیز مطلب همین طور است.

أمیرالمؤمنین (علیهالسلام) نیز میفرماید:
" قال الله جلّ جلاله: ما آمن بى مَن فسّر برأیه كلامى وما عَرَفَنى من شبّهنى بخَلقى وما علی دینى مَن استعمل القیاس فى دینى"(٣).
در این حدیث تفسیر به رأی در ردیف تشبیه خالق به مخلوق و در كنار قیاس قرار گرفت كه هر دو از علوم متعارفه و اصول بَیّن علمی تهی است و قهراً جاهلانه است، نه عالمانه.

امام صادق (علیهالسلام) در پاسخ پرسشی درباره قضا و حكومت فرمودند:
" من حكم برأیه بین اثنین فقد كفر ومَن فسّر برأیه آیةً من كتاب الله فقد كفر "(٤).
در این حدیثْ تفسیر به رأی در ردیف داوری جاهلانه و خودسرانه یاد شده است؛ یعنی اگر قضای داور به استناد علم مستفاد از شواهد و ادلّه یا به استناد گواهی و سوگند نبود، فقط به رأی و هوای قاضی تكیه دارد.

تفسیر قرآن به رأی نیز به همین معناست. اگر با قانون مفاهمه از یك سو و شواهد عقلی و قرآنی از سوی دیگر و در موارد لزوم و عدم محذور دور، موافق با شواهد روایی از سوی سوم مطابق نبود مذموم است.

........
١ ـ سوره بقره، آیه 129.
٢ ـ تفسیر برهان، ج 1، ص 18.
٣ ـ همان.
٤ ـ همان، ص 19.

مأخذ: (تسنیم، ج ١، ص ١٧٥)
(منبع)

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 4:08

صفحه بندی